مطالعات دانشجویی

مطالبی از قرآن و احادیث، نکاتی از سیره بزرگان و مقالات شخصی

مطالعات دانشجویی

مطالبی از قرآن و احادیث، نکاتی از سیره بزرگان و مقالات شخصی

سلام خوش آمدید

خاطره ای در باره «شهید حاج محمد طاهری»

 کوچک بودم، حدود چهار ساله یا کمی کمتر. داخل خانه مان سرگرم بازی بودم که زنگ در حیاط به صدا در آمد. د.یدم و در را باز کردم. مردی مهربان با لبخندی بر لب، پشت در ایستاده بود. فورا جلو آمد مرا بغل کرد و بوسید. با تعجب و خیره خیره، قد و قیافه اش را وارسی کردم. خیلی آشنا بود، اما من نشناختمش. گویا خودش هم فهمیده بود که نگاه من، نگاه استفهام آمیزی است . لذا لبخندی زد و پرسید: مادرت خانه است؟

 گفتم: بله

 گفت: بگو بیاد دم در

 فورا رفتم به مادرم گفتم: یک مردی کارتون داره

 گفت: کیه؟

 گفتم: لباس سپاهی داره، فکر کنم از تعاونی سپاهه

 مادرم آمد دم درب حیاط، تا چشمش به آن آقا افتاد هر دو زدند زیر خنده. من مات و مبهوت مانده بودم که چه حکایتی است و این خنده برای چیست که آن آقا رو به مادرم کرد و گفت: حالا دیگه پسرمون هم ما را نمی شناسه.

  سیره شهدای دفاع مقدس، ج12 ص 159.

  • احد داوری

یه ظهر تابستانی از روی بیکاری سر کوچه نشستم. هوا خیلی گرم بود دیدم فایده نداره، برم خونه و زیر باد پنکه بمونم بهتره. همین که خواستم برم، دیدم از ابتدای سمت خیابان ... ابراهیم داره میاد... همین که نزدیک شد، دیدم پابرهنه است، توی این هوای داغ همین طور پایش می سوخت پایش را سریع از روی زمین بر می داشت... حدس زدم مسجد بوده و کفش هایش را بردند.

 

وقتی رسید سلام کردم و دست دادیم، سریع اومد توی سایه، اشاره به پاهاش کردم و گفتم: پس کفشات کو، تو این هوای داغ چرا پابرهنه شدی؟ وایستا الان برات دمپایی میارم، نکنه کفشات رو تو مسجد بردن؟ گفت: خودم اونها را دادم. با تعجب گفتم: به کی؟ .. از بس سوال پیچش کردم مجبور شد بگه ...

 

گفت: یه پیرمرد جلوی مسجد گدایی می کرد، خیلی وضع مالیش بد بود. پیرمرد به کف کفش هایش اشاره کرد که از بین رفته بود و چیزی برای پوشیدن نداشت. می گفت پام توی این گرما می سوزه، من هم پول همراهم نبود کفش هام رو دادم بهش. تا من خواستم برایش دمپایی بیاورم خداحافظی کرد و رفت.

 

منبع: سلام بر ابراهیم 2، صفحه 225 و 226

  • احد داوری
 
شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه ِ بیست و ششم دی‌ماه 89 (یازدهم صفر 1432).
*
«قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه السلام مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَاعِظٌ مِنْ قَلْبِهِ وَ زَاجِرٌ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ قَرِینٌ مُرْشِدٌ اسْتَمْکَنَ عَدُوَّهُ مِنْ عُنُقِه» (شافی، صفحه‌ی 652)
*
فی الفقیه، عن الصّادق (علیه‌السّلام) [حضرت امام جعفر صادق علیه‌السّلام فرمودند]: «من لم یکن له واعظ من قلبه و زاجر من نفسه و لم یکن له قرین مرشد استمکن عدوّه من عنقه». اولین چیزی که موجب میشود که انسان بتواند در مقابل دشمنش - که مراد، شیطان است - ایستادگی کند و مانع بشود از تصرف دشمن و تسلط دشمن، [این است که:] «واعظ من قلبه»؛ از قلب خود واعظی برای خود داشته باشد. قلب متذکر بیدار، انسان را نصیحت میکند، موعظه میکند. یکی از بهترین وسائلِ اینکه انسان قلب را وادار کند به موعظه‌ی خود و فعال کند در موعظه‌ی خود، همین دعاهاست، دعاهای مأثور - صحیفه‌ی سجادیه و سایر دعاها - و سحرخیزی؛ اینها دل انسان را به عنوان یک ناصح برای انسان قرار میدهد. اول این است: «واعظ من قلبه».

[دوم اینکه:] «و زاجر من نفسه»؛ از درونِ خود یک زجرکننده‌ای، منع‌کننده‌ای، هشداردهنده‌ای داشته باشد. اگر این دو تا نبود، «و لم یکن له قرین مرشد»، یک دوستی، همراهی که او را ارشاد کند، به او کمک کند، راهنمائی کند، این را هم نداشته باشد - که این، سومی است - که اگر چنانچه از درون، انسان نتوانست خودش را هدایت کند و مهار نفسِ خودش را در دست بگیرد، [باید] دوستی داشته باشد، همراهی داشته باشد، همینی که فرمودند: «من یذکّرکم اللَّه رؤیته»، که دیدار او شما را به یاد خدا بیندازد؛ اگر این هم نبود، «استمکن عدوّه من عنقه»؛ خود را در مقابل دشمنِ خود مطیع کرده است؛ دشمنِ خود را مسلط کرده است بر خود و بر گردن خود، که سوار بشود. که [منظور از] دشمن، همان شیطان است. اینها لازم است. از درون خود، انسان، خود را نصیحت کند. بهترین نصحیت کننده‌ی انسان، خود انسان است؛ چون از خودش انسان گله‌مند نمیشود. هر کسی انسان را نصیحت کند، اگر قدری لحن او تند باشد، انسان از او گله‌مند میشود؛ اما خود انسان، خودش را نصیحت کند؛ دشنام بدهد به خودش، ملامت کند، سرزنش کند خودش را؛ اینها خیلی مؤثر است. موعظه کند، زجر کند. در کنار اینها، یا به جای اینها اگر نبود، آن وقت دوست، رفیق، که دستگیری کند انسان را.
 
  • احد داوری

شرح حدیثی در باره صفات دوست ایمانی از نظر مقام معظم رهبری

 

شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه ِ بیست و یکم دی‌ماه 89 (ششم صفر 1432).

*
«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اخْتَبِرُوا إِخْوَانَکُمْ بِخَصْلَتَیْنِ فَإِنْ کَانَتَا فِیهِمْ وَ إِلَّا فَاعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ مُحَافَظَةٍ عَلَی الصَّلَوَاتِ فِی مَوَاقِیتِهَا وَ الْبِرِّ بِالْإِخْوَانِ فِی الْعُسْرِ وَ الْیُسْر» (شافی، صفحه‌ی 652)

*
فی الکافی، عن الصّادق (علیه‌السّلام): «اختبروا اخوانکم بخصلتین». اخوان، منظور مطلق معاشرین، علی‌الظاهر نیست. یعنی آن کسانی که میخواهید به عنوان برادران خود و افرادی که با آنها صداقت دارید، افراد نزدیک، کسانی را که به این عنوان میخواهید انتخاب کنید، این دو صفت را در آنها حتماً ملاحظه کنید. «فان کانتا فیهم»؛ اگر این دو صفت در آنها بود، چه بهتر؛ «و الّا فاعزب ثم اعزب ثم اعزب». عَزَبَ یعنی فاصله گرفتن، از آنها رو پوشاندن. [مثل] «لایعزب عنه مثقال ذرّة»(سبأ: 3) که در قرآن کریم هست. دوری کنید از آنها. از آنها رو بپوشانید و دوری کنید.

این دو صفت چیست؟ «محافظة علی الصّلوات فی مواقیتها». یکی این [که محافظ نماز باشند]. در مواقیت، لابد مراد مواقیت فضیلت است؛ و الّا مطلق مواقیت اگر مورد نظر باشد، ولو آخر وقت، اینکه خب، اگر کسی نکند این کار را، فاسق است. میخواهند بفرمایند که اهل نماز در وقت خود باشد، یعنی وقت فضیلت. مرحوم آقای بهجت (رضوان اللَّه علیه) -[که] مکرر این را از ایشان ما شنیدیم، هم خودمان شنیدیم، هم بالواسطه دیگران هم نقل کردند- میگفتند استادشان - علی‌الظّاهر مرحوم آقای قاضی مثلاً - به ایشان گفتند که اگر کسی نماز اول وقت را مراقبت بکند، من ضامنم برای نجات او، یا برای مثلاً رسیدن او به درجات بالا؛ یک همچین تعبیری. بنده یک وقت از ایشان پرسیدم که لابد نماز خوب دیگر؟ گفتند: خب، بله؛ نماز درست و حسابیِ با توجه، در اول وقت. اگر این را کسی مراعات بکند، این خودش یک عاملی است که انسان را عروج میدهد و به مراتب بالای توحیدی میرساند. یکی این.

«و البرّ فی الاخوان فی العسر و الیسر». صفت دوم هم یک صفت اجتماعی است. اوّلی صفت فردی بود، بینه و بین اللَّه بود؛ این دومی بینه و بین النّاس است. کسی باشد که صفتش این باشد، که به برادرانش نیکی میکند؛ هم در عسر، هم در یسر. حالا این عسر و یسر، چه عسر و یسر خود انسان، ولو در عسر هم باشد، سختی هم باشد، بالاخره کمک میکند؛ حالا تنگدستی دارد، مالی ندارد که کمک بکند، اما میتواند تسلا بدهد، با زبان کمک کند، با آبرو کمک کند؛ هم ممکن است مراد عسر و یسر خود این کمک کننده باشد، هم عسر و یسر آن کمک شونده باشد؛ چون بعضی‌ها هستند، به انسان حاضرند کمک کنند، وقتی که حال انسان خوب است؛ وقتی اقبال به سمت کسی هست، حاضرند به او کمک کنند؛ محبت میکنند، کمک میکنند؛ به مجرد اینکه اقبال از او رو برگرداند، اینها هم رو برمیگردانند. بله، وقتی که اقبال از او ادبار کرد، اینها هم ادبار میکنند. نه، اینجور نباشد؛ در همه‌ی حالاتِ برادرش به او کمک کند و نیکی کند.

 

 منبع: شرح حدیث/ صفات دوست ایمانی

  • احد داوری

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمِینَ بِعِزَّتِکَ، وَ أَیِّدْ حُمَاتَهَا بِقُوَّتِکَ، وَ أَسْبِغْ عَطَایَاهُمْ مِنْ جِدَتِک‏ ...

بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او و مرزهاى مسلمانان را به پیروزمندى خویش استوار گردان و مرزبانان را به نیروى خود یارى ده و از خزانه افضال خویش عطایشان به فراوانى ارزانى دار....

  

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ عَرِّفْهُمْ مَا یَجْهَلُونَ، وَ عَلِّمْهُمْ مَا لَا یَعْلَمُونَ، وَ بَصِّرْهُمْ مَا لَا یُبْصِرُونَ....

بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او، و به مدافعان مرزها هر چه نمى ‏شناسند بشناسان و ایشان را هر چه نمى ‏دانند بیاموز و چشمانشان را بر هر چه نمى ‏بینند بگشاى....

 

اللَّهُمَّ وَ قَوِّ بِذَلِکَ مِحَالَ أَهْلِ الْإِسْلَامِ، وَ حَصِّنْ بِهِ دِیَارَهُمْ، وَ ثَمِّرْ بِهِ أَمْوَالَهُمْ، وَ فَرِّغْهُمْ عَنْ مُحَارَبَتِهِمْ لِعِبَادَتِکَ، وَ عَنْ مُنَابَذَتِهِمْ لِلْخَلْوَةِ بِکَ حَتَّى لَا یُعْبَدَ فِی بِقَاعِ الْأَرْضِ غَیْرُکَ، وَ لَا تُعَفَّرَ لِأَحَدٍ مِنْهُمْ جَبْهَةٌ دُونَکَ....

بار خدایا، بدین نیایش، بلاد مسلمانان نیرومند گردان و شهرهاشان استوار. اموالشان را فزونى ده و چنان کن که از نبرد با دشمن فراغت جویند و روى به پرستش تو نهند و به جاى پیکار با دشمن با تو خلوت کنند، تا مردم سراسر زمین کسى جز تو نپرستند و در برابر کس جز تو چهره بر خاک نسایند....

 

للَّهُمَّ أَخْلِ قُلُوبَهُمْ مِنَ الْأَمَنَةِ، وَ أَبْدَانَهُمْ مِنَ الْقُوَّةِ، وَ أَذْهِلْ قُلُوبَهُمْ عَنِ الِاحْتِیَالِ، وَ أَوْهِنْ أَرْکَانَهُمْ عَنْ مُنَازَلَةِ الرِّجَالِ، وَ جَبِّنْهُمْ عَنْ مُقَارَعَةِ الْأَبْطَال‏

بار خدایا، آرامش از دل [دشمنانشان] و نیرومندى از تنشان دور کن و اندیشه هر حیله و نیرنگ از قلوبشان بپرداز. به هنگام نبرد با مردان ما دست و پایشان سست گردان و در دلشان بیم افکن تا از جدال و آویز با سلحشوران اسلام عاجز آیند.

دعای 27 صحیفه سجادیه ، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، انتشارات سروش، چاپ دوم، 1375.

  • احد داوری

به یاد رزمندگان اسلام که در مقابل استکبار آمریکا، از مرزهای هوایی و دریایی کشور با ساقط کردن یکی از پیشرفته ترین پهپادهای جاسوسی، پاسداری کردند، برخی مطالب راجع به اهمیت مرزداری از نگاه آیات و روایت های معصومان علیهم السلام تقدیم می گردد:

 

تعبیر به «رَابِطُواْ» در آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (1) به معنای مراقبت از مرزها (2) تأکید بر اهمیت مرزداری دارد.

همچنین دستور به آمادگی در برابر دشمن در آیه «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ» (3) در برخی موارد بدون مرزداری میسر نیست.

 

در روایات متعددی نیز به اهمیت «مرزداری» تأکید شده است؛ از جمله در روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: یک شبانه‌روز مرزداری، برابر با فضیلت یک ماه صیام و قیام است. (4)

 

 پی نوشت ها:

1.  آل عمران: 200؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید صبر کنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى کنید و از خدا پروا نمایید امید است که رستگار شوید.

2. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، «تفسیر نمونه»، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ اول: ۱۳۷۴، ج 3، ص 234.

3. انفال: 60؛ هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات] دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگرى را جز ایشان که شما نمى ‏شناسیدشان و خدا آنان را مى‏شناسد بترسانید.

4. فخر رازى، محمد بن عمر، «التفسیر الکبیر/ مفاتیح الغیب‏»، بیروت، دار احیاء التراث العربی‏، چاپ سوم: ۱۴۲۰ ق، ج 9، ص 474).

  • احد داوری

بخشی از سخنرانی امام خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه مورخه 28 شهریور 1395

 

موسی به قوم خودش گفت که: «اِسْتَعِینُوا بِاللهِ وَاصْبِرُوا»(۱)؛ «فَلَمَّا تَرَٰءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَکُونَ»(۲) وقتی که [قوم موسی] داشتند میرفتند، از دور، مجموعه‌ی فرعونی هم دیده شدند که دارند می‌آیند [به سمت اینها]، اصحاب موسی (علیه‌السلام) گفتند «إِنَّا لَمُدْرَکُونَ»، ما گیر افتادیم؛ «قَالَ کَلَّآ»(۳) حضرت موسی فرمود ابدا، «کَلّآ»؛ «کَلَّآ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَیَهْدِینِ»(۴) او هدایت میکند، میگوید چه‌کار کنید، کجا بروید. من به شما عرض بکنم «إِنَّ مَعِىَ رَبِّى»، بدانید خدا با ما است؛ اگر ما خودمان، انگیزه‌مان، ایمان و عزم راسخمان را حفظ کنیم، عقلمان را به کار بیندازیم، تدبیر درست بکنیم، ما بر تمام این ترفندهایی که دشمنان از جبهه‌های مختلف و از جهت‌های مختلف به کار میبرند و حملاتی که میکنند -که بعضی خیال میکنند ما محاصره شدیم-، بر همه‌ی اینها فایق خواهیم شد و همه را ان‌شاءالله به خاک خواهیم نشاند.


۱) بخشی از آیه‌ی ۱۲۸ سوره‌ی مبارکه‌ی اعراف
۲) آیه‌ی ۶۱ سوره‌ی مبارکه‌ی شعرا
۳) بخشی از آیه‌ی ۶۲ سوره‌ی مبارکه‌ی شعرا
۴) همان

 دریافت کلیپ سخنرانی

  • احد داوری

 

«شهید شیر علی راشکی»؛

 شیر علی، برای ادای فریضه نماز همیشه به مسجد می رفت. با اینکه فاصله مسجد تا خانه زیاد بود، همیشه این راه را پیاده طی می کرد. وقتی به او گفتم که برای رفت و آمد از وسیله نقلیه استفاده کند، می گفت: به وسیله احتیاجی نیست، اینجوری بهتر است چون وقتی از خانه به مسجد می روم بین راه هزار صلوات برای پدر می فرستم و وقتی به خانه باز می گردم، هزار صلوات برای مادر.

 سیره شهدای دفاع مقدس، ج 12ص 110

  • احد داوری

شهید ابراهیم هادی

اوایل انقلاب بود، ابراهیم در کیمته مشغول فعالیت بود، حیطه فعالیت کیمته ها بسیار گسترده بود، مردم در بیشتر  مشکلات به کمیته ها مراجعه می کردند. من به کمیته ای که ابراهیم در آنجا مشغول بود رفتم، چند اتاق کنار هم بود. در هر اتاق یک میز قرار داشت و یکی از نیروهای کمیته پشت میز جوابگوی مردم بود. وارد اتاق ابراهیم شدم، برخلاف دیگر اتاق ها میز کار پشت سرش بود و صندلی جلوی میز قرار داشت! صندلی مراجعین هم جلوی صندلی ابراهیم بود. پرسیدم اینجا چرا فرق داره؟ گفت: پشت میز که نشستم احساس غرور بهم دست داد، گفتم اینطوری از مردم دور میشم، برا همین صندلی خودم را آوردم این طرف تا به مردم نزدیک تر باشم.

 

 منبع: سلام بر ابراهیم2 ، ص 230

  • احد داوری

روای: اصغر علی محمد پور اهر

 اواخر آبان ماه و اوایل آذر که برای مرخصی راهی تهران شدیم، مسعود [مسعود علی محمد پور اهر] و مهدی [کبیر زاده] از هم نشانی و شماره تلفن گرفتند و در تهران چند بار همدیگر را دیدند. در میدان آزادی با هم قرار می گذاشتند تا با هم به دیدار حاج پروازی بروند. از مرخصی که برگشتیم مسعود به من گفت: من و مهدی به همراه حاج پروازی برای دیدن حاج آقا حق شناس به حوزه علمیه امین الدوله رفتیم، حاج آقا پیرمند سالخورده و عارف بود. ایشان برای رستگاری سه راهنمایی به من و مسعود کرد:

.

1- دروغ نگویید

 2- غیبت نکنید  و اگر دیدید در مجلسی غیبت می کنند آن را ترک کنید

 3- قبل از اذان، آماده  و متوجه نماز شوید.

.

 منبع: دسته یک، صفحه 98 و 99

  • احد داوری

قال الصادق علیه السلام لِخَیْثَمَةَ:

أَبْلِغْ‏ مَوَالِیَنَا السَّلَامَ وَ أَوْصِهِمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ وَ أَنْ یَعُودَ صَحِیحُهُمْ مَرِیضَهُمْ وَ لْیَعُدْ غَنِیُّهُمْ عَلَى فَقِیرِهِمْ وَ لْیَحْضُرْ حَیُّهُمْ جَنَازَةَ مَیِّتِهِمْ وَ أَنْ یَتَأَلَّفُوا فِی الْبُیُوتِ وَ یَتَذَاکَرُوا عِلْمَ الدِّینِ فَفِی ذَلِکَ حَیَاةُ أَمْرِنَا رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْیَا أَمْرَنَا

(دیلمى، حسن بن محمد، أعلام الدین فی صفات المؤمنین، قم،  مؤسسة آل البیت علیهم السلام، چاپ: اول، 1408ق، ص 83 )

.

امام صادق علیه السلام به خیثمه فرمودند:

سلام مرا به دوستانمان برسان و آنها را تقوا و عمل صالح سفارش کن، و اینکه تندرستشان، از مریضان عیادت کنند و توانگران از فقرا دستگیری کنند و زنده ها در تشییع جنازه مرده ها شرکت کنند؛ و در خانه ها با هم انس و الفت گیرند و با هم علم دین را مذاکره و مباحثه کنند که این کار امر (امامت) ما را زنده نگه می دارد. رحمت خدا بر کسی که امر ما را احیا کند.

  • ۰ نظر
  • ۲۸ خرداد ۹۸ ، ۰۸:۰۳
  • احد داوری

.

امیر مومنان حضرت علی علیه السلام پس از ضربه ابن ملجم، به فرزندانش امام حسن و امام حسین علیهما السلام چنین وصیت می کنند:

.

 ... وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی الْقُرْآنِ لَا یَسْبِقُکُمْ‏ بِالْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُم (نهج البلاغه صبحی صالح، نامه 47)

.

... خدا را، خدا را، در باره قرآن، مبادا دیگران در عمل به آن، بر شما سبقت گیرند.

  • ۰ نظر
  • ۰۶ خرداد ۹۸ ، ۲۳:۳۷
  • احد داوری

.

وَ قَالَ علی علیه السلام‏: أَفْضَلُ الْعِبَادِةِ الصَّبْرُ وَ الصَّمْتُ وَ انْتِظَارُ الْفَرَج‏ (ابن شعبه حرانی، تحف العقول ؛ ص201)

.

حضرت علی علیه السلام فرمودند:

برترین عبادت صبر و خاموشی و انتظار فرج است.

  • ۰ نظر
  • ۰۶ خرداد ۹۸ ، ۰۸:۳۰
  • احد داوری

میزان اشتیاق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دیدار علی علیه السلام به اندازه ای است که در منابع شیعه و سنی روایاتی در این زمینه ذکر شده است، از جمله در سنن ترمذی (از صحاح سته اهل تسنن) از ام عطیه روایتی آورده است که وی می گوید:

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم لشکری را به نبرد فرستاد که حضرت علی علیه السلام هم با آنها بود، پس از آن از پیامبر شنیدم که دست هایش را به دعا بلند کرده و چنین دعا می کرد: بارالها مرا نمیران تا علی را ببینم.

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ وَ یَعْقُوبُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ وَ غَیْرُ وَاحِدٍ قَالُوا: أَخْبَرَنَا أَبُو عَاصِمٍ، عَنْ أَبِی الْجَرَّاحِ، حَدَّثَنِی جَابِرُ بْنُ صُبَیْحٍ قَالَ: حَدَّثَتْنِی أُمُّ شَرَاحِیلَ قَالَتْ: حَدَّثَتْنِی أُمُّ عَطِیَّةَ قَالَتْ: بَعَثَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ جَیْشًا فِیهِمْ عَلِیٌّ، قَالَتْ: فَسَمِعْتُ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ وَ هُوَ رَافِعٌ یَدَیْهِ یَقُولُ: «اللَّهُمَّ لَا تُمِتْنِی‏ حَتَّى‏ تُرِیَنِی عَلِیًّا»

(ترمذى، محمد بن عیسى، الجامع الصحیح و هو سنن الترمذی، 6جلد، قاهره، دار الحدیث ، چاپ اول: 1419 ق، ج5 ص 461)

  • ۰ نظر
  • ۰۵ خرداد ۹۸ ، ۲۱:۲۵
  • احد داوری
مطالعات دانشجویی


امام خامنه ای:
باید در کشور ما و در میان جامعه‌ى ما ترتیبى اتّخاذ بشود که همه‌ى آحاد مردم به‌نحوى با قرآن انس داشته باشند و مفاهیم قرآنى براى اینها مفهوم باشد و معانى قرآن را درک کنند، به قرآن مراجعه کنند؛ ولو به طور اجمال از مفاهیم قرآنى سر دربیاورند.
(8 تیر 1393)

********************

امام خامنه‌ای:
«دشمنان می خواهند یاد شهدا احیا نشود برای اینکه جاده شهادت کور بشود» (6 اسفند 1397)