مطالعات دانشجویی

مطالبی از قرآن و احادیث، نکاتی از سیره بزرگان و مقالات شخصی

مطالعات دانشجویی

مطالبی از قرآن و احادیث، نکاتی از سیره بزرگان و مقالات شخصی

سلام خوش آمدید

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

مَن اُعطِیَ لَهُ خَمسا لَم یَکُن لَهُ عُذرٌ فی تَرکِ عَمَلِ الآخِرَةِ : زَوجَةٌ صالِحَةٌ تُعینُهُ عَلى أمرِ دُنیاهُ وآخِرَتِهِ ، وبَنونَ أبرارٌ ، ومَعیشَةٌ فی بَلَدِهِ ، وحُسنُ خُلُقٍ یُداری بِهِ النّاسَ ، وحُبُّ أهلِ بَیتی .

به هر کس ، پنج چیز داده شود ، دیگر عذرى در ترک کار آخرت ندارد: زن شایسته اى که او را در کار دنیا و آخرتش کمک رسانَد ؛ پسرانِ نیک [و فرمان بردار] ؛ داشتن شغل در شهر خود ؛ اخلاق خوشى که به سبب آن ، با مردم ، مدارا [و خوش رفتارى] کند ؛ و دوست داشتن خاندان من .

 

الدعوات : ص 40 ح 97

  • ۰ نظر
  • ۱۹ فروردين ۹۹ ، ۱۹:۴۲
  • احد داوری

 

امام علی علیه السلام: 

...یَشتَرطُ علَى الّذی یَجعَلُهُ إلَیهِ أن یَترُکَ المالَ على اُصولِهِ ، و یُنفِقَ مِن ثَمرِهِ حَیثُ اُمِرَ بهِ و هُدِیَ لَهُ ، و ألاّ یَبیعَ مِن أولادِ نَخیلِ هذهِ القُرى وَدِیَّةً حتّى تُشکِلَ أرضُها غِراسا .

 

ـ در وصیّت نامه اى درباره نحوه عمل با اموالش:

.... و بر کسى که این مال را به او مى سپارد شرط مى کند که اصل مال را نگه دارد و درآمد آن را در راه هایى که بدان فرمان داده شده و به آن راهنمایى شده است، به مصرف برساند و نهال هاى درختان خرما را که از نخلستان این آبادى ها مى روید نفروشد تا زمین نخلستان به گونه اى بارور گردد که گویى زمینى دیگر است.

 

نهج البلاغة : نامه 24.

  • ۰ نظر
  • ۱۸ فروردين ۹۹ ، ۱۵:۳۹
  • احد داوری

 

امام علی علیه السلام:

العافِیَةُ عَشرَةُ أجزاءٍ ، تِسعَةٌ مِنها فی الصَّمتِ إلاّ بِذِکرِ اللّهِ ، و واحِدٌ فی تَرکِ مُجالَسَةِ السُّفَهاءِ .

 
عافیت ده جزء است. نُه جزء آن در دم فرو بستن است مگر از یاد خدا و یک جزء در ترک همنشینى با نابخردان.

 
تحف العقول : 89.

  • ۰ نظر
  • ۱۷ فروردين ۹۹ ، ۱۷:۳۸
  • احد داوری

 

دستگیری من در اوایل ماه شعبان بود. روزها گذشت و ماه مبارک رمضان نزدیک شد. من شنیدم که رئیس بازجوها در راهرو رفت و آمد می کند. وقتی صدای گام هایش به سلولم نزدیک شد، صدایش زدم. در را باز کرد و حالم را پرسید. او مرا «شیخ» خطاب می کرد، حتی از روی بد جنسی «شین » شیخ را هم کسره می داد، حال آنکه امثال مرا سید خطاب می کنند.

 

به او گفتم ماه رمضان نزدیک است و من نمی توانم اعمال این ماه مبارک اعم از نماز و روزه و دعا را در این سلول انجام دهم، پس مرا در این ماه آزاد کنید.

گفت: عجب! ماه رمضان در پیش است؟ اینجا مناسب ترین جا برای روزه داری است، هذا مسجد (اشاره کرد به سلول) و هذا حمام (اشاره کرد به حمام های زندان) همین جا بمان ، نماز بخوان و روزه بگیر.

 

من می دانستم که او مرا آزاد نمی کند، اما من خواسته بزرگی از او طلب کردم تا خواسته کوچک را بپذیرد.

فورا به او گفتم: بسیار خب، اجازه بده من یک قرآن داشته باشم.

گفت: اشکالی ندارد

اجازه داد یک قرآن از منزل برایم آوردند.

خواندن قرآن در تاریکی شدید غیر ممکن بود، به نگهبان گفتم: می خواهم قرآن بخوانم؛ در را برایم کمی باز کنید. رفت اجازه گرفت. اجازه دادند که در به اندازه ده سانتیمتر باز گذاشته شود و همین برای خواند کافی بود. لذا در این ماه خیلی قرآن خواندم و خیلی هم حفظ کردم. البته توام شدن شکنجه با تلاوت و روزه، چشم مرا ضعیف تر کرد.

منبع: «خون دلی که لعل شد» (خاطرات حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) از زندان ها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی)، صفحه  217 -220

  • ۰ نظر
  • ۱۶ فروردين ۹۹ ، ۱۳:۵۹
  • احد داوری

 

 هوا رو به سردی می رفت، نزدیک غروب آفتاب بود  و من هنوز نماز نخوانده بودم. از آنها خواستم که وضو بگیرم. به من اجازه دادند تا برای وضو گرفتن، به سر شیر آب بروم.

 

وقتی از جلوی در سلول ها می گذشتم، احساس کردم که این زندانیان می کوشند از برخی درزهای در و روزنه کوچک روی آن، مرا ببینند. همین طور که من از برابر یکی از درها می گذشتم، صدای آهسته و لرزانی شنیدم که می گفت من فلانی ام. متوجه شدم او یکی از همرزمان است که در همان روز یا روز پیش دستگیر شده بود و من تا آن لحظه از دستگیری اش اطلاع نداشتم.

 

احساس کردم که روحیه زندانیان بسیار ضعیف است؛ لذا با صدای بلند با نگهبانان شروع به صحبت کردم تا زندانیان صدای مرا بشنوند و مقداری روحیه به آنها بدهم. مثلا یک بار می پرسیدم محل وضو گرفتن کجاست و بار دیگر جهت قبله را می پرسیدم.

 

به خاطر دارم وقتی جهت قبله را می پرسیدم، یکی از آنها پاسخ داد: به سمت گوشه (یعنی گوشه سلول). با صدای بلند گفتم: بله، گوشه سلول همواره قبله است ! و این کنایه است از توجه قلب انسان مومن به خدا؛ کنج سلول همواره همراه با یاد و نام خدا برای مومن است و مثل حرم الهی و مکه است که به تعبیر قرآن در سرزمین برهوت واقع شده.

 

یکی از نگهبانها از من خواست عمامه ام را بردارم. قبول نکردم. گفت: مقررات زندان چنین ایجاب می کند، گفتم: من این مقررات را قبول ندارم. من تاکنون در زندان های قبلی عمامه ام را به کسی تحویل نداده ام.

 

منبع: «خون دلی که لعل شد» (خاطرات حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) از زندان ها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی)، صفحه 206

  • ۰ نظر
  • ۱۵ فروردين ۹۹ ، ۱۲:۵۰
  • احد داوری

 

فراموش نمی کنم که همان شب [آزادی از زندان] پس از بازگشت به منزل، برای تشرف به زیارت حضرت رضا علیه السلام و نماز در مسجد گوهر شاد، به حرم رفتم. دیر وقت بود و صحن تقریبا خالی بود؛ اما از دور دو تن از دوستان و همدرس های خود را دیدم که با یکی از آنها علقه خاصی دارم و قیافه ما نیز آن چنان شبیه به هم است که اگر کسی ما را نشناسد، گمان می برد با هم برادرم. از این تصادف، بسیار خوشحال شدم؛ زیرا انتظار نداشتم کسی را در آنجا ببینم. با شوق دیدار چهره هایی که زندان میان من و آنها فاصله انداخته بود، به سوی آن دو رفتم. انتظار داشتم آنها هم به محض دیدن من به سویم بیایند و بعد از این مدت جدایی، از دیدار من خوشحال شوند.

 

به طرف آنها رفت و نزدیکشان رسیدم. می خواستم سلام کنم که دیدم از من رو می گردانند! گویی یکی از آن دو به دیگری گفته بود؛ او اکنون از زندان خارج شده و شاید تحت نظر است؛ پس، از او دوری کنیم! این برخورد، مرا  سخت متاثر کرد. یک فرد زندانی مانند من که چند ساعتی است از زندان آزاد شده، از دوستان و بویژه از کسانی که قاعدتا باید همان دغدغه ها و امیدها و آرمان های اسلامی او را داشته باشند، توقع چنین برخوردی را ندارد!

 

در حقیقت من این گونه برخوردها را از برخی روحانیون، فراوان دیده ام! در حالی که به عکس آنها، جوانان - اعم از طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه - در مواقعی که به زندان می افتادم و مورد ستم رژیم واقع می شدم، بیشتر دُور مرا می گرفتند و به من می پیوستند

 

منبع: «خون دلی که لعل شد» (خاطرات حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) از زندان ها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی)، صفحه 191 و 192

  • ۰ نظر
  • ۱۴ فروردين ۹۹ ، ۱۱:۳۹
  • احد داوری

 

به من اطلاع داده شد که برخی، در زندانِ درجه داران شرابخواری می کند . در این زندان و زندان قبلی دیدم که کسانی «بنگ» را به عنوان مواد مخدر استعمال می کنند؛ زندانیان می چرخند و بنگ می کشند و در حالتی شبیه به اغما، هذیان می گویند.

 

یک جوان سالم وقتی وارد این زندان ها می شد، به ناچار فاسد می گردید چون بیشتر به یک گنداب متعفن شبیه بود و هر کس - به جز کسانی که خدا به آنها رحم کرده باشد - در آن می افتاد، به گند و فساد آن دچار می شد. تازه اینجا به عنوان زندان نظامی، تابع یک انضباط دقیق بود؛ حال قیاس کنید که زندان های غیر نظامی در چه وضعی بودند!

 

بدین جهت، من  ضمن تلاش هایم در داخل زندان ، تلاش می کردم تا در این جو سراسر آلوده، هر کس را بشود نجات داد، نجات دهم. کمی مانده به رمضان، زندانیان را جمع کردم، برایشان وعظ کردم و مرگ و آخرت و حساب قیامت را به یادشان آوردم.

 

آنها به من قول دادند و قسم خوردند که روزه بگیرند. واقعا هم روز اول روزه گرفتند؛ روز دوم هم تا ظهر تحمل کردند، اما در اثر جو فاسد زندان، اراده آنها سست شد. لذا تاثیر موعظه من در آنها به پایان رسید و روزه خود را خوردند! در خاطراتم نوشتم که چه کسی فقط روز نخست را روزه گرفت و چه کسی روزه را تا ظهرِ روز دوم ادامه داد و سپس خورد.

 

منبع: «خون دلی که لعل شد» (خاطرات حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) از زندان ها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی)، صفحه 185

  • ۰ نظر
  • ۱۳ فروردين ۹۹ ، ۱۰:۲۰
  • احد داوری

 

آلوسی از علمای سلفی مذهب اهل تسنن در قرن سیزدهم در تفسیر روح‌المعانی سیزده روایت از امام رضا علیه‌السلام در ذیل آیات گوناگون برای تبیین بهتر مفهوم آیات یا بیان نکات استطرادی آورده است. وی برای حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام تعابیر گوناگونی به کار برده است که در اغلب موارد بیانگر احترام خاص به حضرت است، ایشان هیچ موردی از خطا و اشتباه برای امام رضا علیه السلام در تفسیر خود ذکر نکرده است. یعنی دیدگاه عموم علما - حتی علمای سلفی مذهب - در باره ائمه اهل بیت علیهم السلام با دیدگاه شیعه در باره عصمت ائمه علیهم السلام در عمل به هم نزدیک است (هر چند در ظاهر برخی علمای اهل تسنن عصمت آنها را قبول نداشته باشند)

 

الف: تعبیر با «رضی‌الله‌عنه» ( ج ۱۴ ص ۱۱۳؛ ج‏۱۲ ص ۲۲؛ ج‏۱۳ ص ۹۱؛ ج‏۱۰ ص ۳۳۶؛ ج‏۱۴ ص ۳۳۹؛ ج‏۸ ص ۳۷۵؛ ج‏۸ ص ۳۱۰؛ ج‏۶ ص ۳۶۱؛ ج‏۱۲ ص ۲۰)

 

ب: تعبیر به همراه «علیه‌السلام» ( ج‏۱۵ ص ۳۹۵؛ ج‏۱۳ ص ۲۱۶)

 

ج: تعبیر با نام «الرضا» بدون پسوند ( ج ۲ ص ۹۹؛ ج ۴ ص ۳۶۲)

 

همچنین گاهی از حضرت با کنیه ابا الحسن (ج‏۱۴ ص ۳۳۹؛ ج‏۱۲ ص ۲۰)، ابا عبدالله ( ج‏۱۳ ص ۹۱؛ ج‏۱۰ ص ۳۳۶) یاد کرده و گاهی در کنار نام پدرانش (علی بن موسی‌الرضا) یاد می‌کند (ج‏۸ ص ۳۷۵؛ ج‏۸ ص ۳۱۰؛ ج‏۱۵ ص ۳۹۵؛ ج‏۶ ص ۳۶۱).

 

منبع:  آلوسی، سید محمود، ۱۴۱۵ ق، روح‌المعانی فی تفسیر القرآن العظیم‏ و السبع المثانی، بیروت‏، دارالکتب العلمیه

  • ۰ نظر
  • ۱۲ فروردين ۹۹ ، ۰۹:۳۸
  • احد داوری

 

با تبریک ولادت با سعادت امام سجاد علیه السلام

 

صحیفه سجادیه دعاهای نقل شده از امام سجاد علیه السلام است که توسط امام باقر علیه السلام و برادرش حضرت زید نوشته شده است و آنچه الان در دسترس است شامل 54 دعا از ادعیه آن حضرت می باشد که گاهی نیز برخی ادعیه مانند دعاهای ایام هفته و مناجات خمسه عشر به عنوان ملحقات در برخی چاپ ها به آن اضافه می شود.

 

ابن شهر آشوب در معالم العلماء آن را به «زبور آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)» و «انجیل اهل بیت علیهم السلام» نام می برد، همچنین آن را «اخت القرآن» - خواهر قرآن - نیز نامیده اند.

 

علت نامگذاری به زبور و انجیل این است که زبور کتاب حضرت داود علیه السلام بوده و محتوای آن غالبا دعا و مناجات است و چون صحیفه نیز کتاب دعا و مناجات است، از آن به زبور آل محمد نام برده اند.

انجیل نیز کتاب حضرت عیسی علیه السلام است که موعظه ها و راهنمایی های حضرت مسیح را در بر دارد. صحیفه سجادیه نیز به علت دارا بودن مواعظ موثر در لابلای دعاها، انجیل اهل بیت نام گرفته است.

 

صحیفه کامله سجادیه به صحیفه کامله شهرت یافته است. علت نامیده شدن آن به «کامله» آن است که نسخه کوچکتری از این نسخه نزد زیدیه موجود است که نسخه شیعه امامیه در مقایسه با آن، بزرگتر و کامل تر است.

 

برای مطالعه بیشتر ر.ک. آشنایی با صحیفه سجادیه، تالیف محمد علی مجد فقیهی ص 20 و 21.

  

استاد فاطمی نیا در 114 جلسه برخی عبارات صحیفه سجادیه را شرح کرده است که می توانید برای دریافت به این سایت مراجعه فرمایید.

 همچنین برخی مطالب دیگر در باره صحیفه سجادیه  از جمله دو مقاله تخصصی و شرح دعای 45 صحیفه از آیت الله مصباح یزدی در همین وبلاگ قبلا منتشر شده است (اینجا)

 

  • ۰ نظر
  • ۱۱ فروردين ۹۹ ، ۰۷:۴۶
  • احد داوری

 

امام صادق علیه السلام در وصف حضرت ابوالفضل العباس می فرماید:

 

« کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِیٍّ نافِذَ البَصیرَةِ صُلبَ الإیمانِ جاهَدَ مَعَ أبی عَبدِاللّهِ و أبلى بَلاءً حَسَنا و مَضى شَهیدَا»

 

عموى گرانقدرم، عباس، انسانى هوشمند و ژرفنگر و آراسته به ایمانى آگاهانه و استوار و عمیق بود؛ به همراه حسین علیه السّلام دلیرانه مبارزه کرد و در آزمون سخت زندگى- با به جان خریدن رنجها و گرفتاریهاى بسیار در راه خدا- سرفراز و سربلند سر بر آورد و پس از جهادى سترگ و شجاعانه، جان را در راه خدا هدیه کرد.

 


منبع: ابن نما حلى، جعفر بن محمد، مثیر الاحزان، ترجمه علی کرمی (در سوگ امیر آزادی) ، قم، نشر حاذق، ص 254 و 255

 

  • ۰ نظر
  • ۱۰ فروردين ۹۹ ، ۱۸:۳۷
  • احد داوری

 

ولادت باسعادت امام حسین علیه السلام و روز پاسدار امسال

جای خالی سردار دلها

کاملا احساس می شود

یادش گرامی، راهش پر رهرو و دعایش بدرقه راه مسلمانان و ایرانیان

 

 سردار سلیمانی

 

  • ۰ نظر
  • ۰۹ فروردين ۹۹ ، ۱۶:۳۰
  • احد داوری

 

 ادامه از قسمت قبلی

 

جالب این که من در دوران تصدی ریاست جمهوری، در منزل کوچکی پشت مجلس شورای اسلامی سکونت داشتم و آن دو قالی در آن خانه بود.

 

یکی از دوستان که آمد و آنها را دید، از بچه ها پرسید: چرا قالی را پشت و رو انداخته اید؟ بچه ها خندیدند و گفتند: این پشت قالی نیست، روی آن است، آن قدر پشم پود قالی رفته بود و نخ آن بیرون مانده بود که او روی قالی را پشت قالی تصور کرده بود.

 

منبع: «خون دلی که لعل شد» (خاطرات حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) از زندان ها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی)، صفحه 164

 

  • ۰ نظر
  • ۰۸ فروردين ۹۹ ، ۱۲:۵۴
  • احد داوری

 

ادامه از بخش قبلی

 

وقتی قالی ها را فروختیم، دایی ها و برادرهای همسرم آمدند و دیدند ما چه کرده ایم. متعجب شدند و مرا بابت آن سرزنش کردند. گفتند قالی ماندنی است و زیرانداز می پوسد و فرسوده می شود. این کار، نه زهد بلکه عیناً اسراف کاری است.

به آنها گفتم: اولا گمان نمی کنم که صرفه جویی، در خریدن قالی و نخریدن زیرانداز خلاصه شود. بعد هم، من این کار را از آن جهت کردم که کسانی مرا الگوی خود می پندارند، لذا ترجیح می دهم روی زیرانداز یا موکت زندگی کنم.

 

یکی از آنها گفت: قالی هایی هست که از زیرانداز ارزان تر است؛ چرا از این نوع قالی ها نخریدید؟ گفتم: چنین قالی هایی پیدا می شود؟ گفت: بله قالی هایی هست که فرش فروش ها آنها را «قالی کَل» می نامند. این ها قالی هایی است که «پود» برخی قسمت های آن رفته و فقط «تار» آن مانده. اگر قصد قناعت دارید، چنین قالی هایی بخرید.

 

رفتم و دو قطعه «قالی کل» خریدم که تا به امروز هم هست و این همان استثنایی است که گفتم. این دو قالی در دفتر من است. خانه ای که اکنون در آن سکونت دارم دو طبقه است؛ یک طبقه آن برای خانوده است و من در طبقه بالا یک اتاق کار دارم، یک اتاق دیگر برای استراحت و یک اتاق بزرگ هم به عنوان کتابخانه. آن دو قالی تاریخی (!) هم کف کتابخانه افتاده است.

 

 ادامه دارد

 

منبع: «خون دلی که لعل شد» (خاطرات حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) از زندان ها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی)، صفحه 164

 

  • ۰ نظر
  • ۰۷ فروردين ۹۹ ، ۱۱:۴۴
  • احد داوری

 

ادامه از بخش قبلی

 

همسرم که دید این کار را کرده ام، تنها حرفی که زد این بود: چرا دو قطعه قالی را در اتاق من باقی گذاشتی؟

گفتم: این دو قالی به جای آن قالی هایی است که جزء جهیزیه خود آورده اید. گفت: نه، آنها را هم بفروش.

 

به حاجی صفاریان گفتم، آمد و این دو قالی را هم فروخت. بعد اتاق مهمان های همسرم  را با دو قطعه موکت فرش کردیم که در آن زمان در نظر ما بهتر از زیرانداز بود، سرانجام همسرم دو قطعه موکت را هم فروخت و تا به امروز در منزل ما فقط همان نُه قطعه زیرانداز یاد شده باقی است و به جز یک استثنا - که چون جالب است، شرح آن را خواهم گفت - در خانه ما دیگر مطلقا هیچ قالی ای وجود ندارد.

 

 ادامه ماجرا

 

منبع: «خون دلی که لعل شد» (خاطرات حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) از زندان ها و تبعید دوران مبارزات انقلاب اسلامی)، صفحه 163

  • ۰ نظر
  • ۰۶ فروردين ۹۹ ، ۱۰:۱۷
  • احد داوری
مطالعات دانشجویی


امام خامنه ای:
باید در کشور ما و در میان جامعه‌ى ما ترتیبى اتّخاذ بشود که همه‌ى آحاد مردم به‌نحوى با قرآن انس داشته باشند و مفاهیم قرآنى براى اینها مفهوم باشد و معانى قرآن را درک کنند، به قرآن مراجعه کنند؛ ولو به طور اجمال از مفاهیم قرآنى سر دربیاورند.
(8 تیر 1393)

********************

امام خامنه‌ای:
«دشمنان می خواهند یاد شهدا احیا نشود برای اینکه جاده شهادت کور بشود» (6 اسفند 1397)