مطالعات دانشجویی

مطالبی از قرآن و احادیث، نکاتی از سیره بزرگان و مقالات شخصی

مطالعات دانشجویی

مطالبی از قرآن و احادیث، نکاتی از سیره بزرگان و مقالات شخصی

سلام خوش آمدید

 

اسامة بن زید مریض بود که امام علیه السلام به عیادتش رفت.

 

اسامه: غم و اندوهی دارم.

حضرت: چه اندوهی؟

اسامه: دِینی بر عهده ام است که شصت هزار درهم است.

حضرت: دِینت  بر عهده من!

اسامه: می ترسم بمیرم قبل از اینکه دینم ادا شود!

حضرت: قبل از مرگت، دِینت را می پردازم.

و امام حسین علیه السلام قبل از مرگ اسامه، دِین او را ادا کرد.

 

منبع: مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص 65؛ اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج1 ، ص 579؛

 

جهت معرفی بیشتر:

 

اسامه در اواخر حیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در آغاز جوانی بود و به فرماندهی لشکری منصوب شد که برای مقابله با رومیان حرکت می کرد و خیلی از اصحاب نیز جز این لشکر قرار گرفتند و قبل از حرکت این لشکر، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رحلت کرد.

 

وی در زمان خلافت امیر مومنان علی علیه السلام جزء معدود اصحابی بود که از بیعت با آن حضرت سر باز زد و تلاش عمار برای بیعت وی به جایی نرسید؛ امام علی علیه السلام نیز از آن مخالفت، به تلخی یاد کرده است. با این حال مورد لطف و کرم امام حسین علیه السلام قرار گرفته است. درود و رحمت و صلوات خدا بر امام حسین و یارانش.

 

  • ۰ نظر
  • ۰۵ شهریور ۹۹ ، ۱۷:۵۱
  • احد داوری

 

امام حسین علیه السلام:

رستگار نباد مردمی که رضایت مخلوق را با خشم خدا خریدند!

 

لَا أَفْلَحَ قَوْمٌ اشْتَرَوْا مَرْضَاةَ الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخَالِق‏

بحار الانوار ج 44 ص 383

 

  • ۰ نظر
  • ۰۴ شهریور ۹۹ ، ۱۶:۰۰
  • احد داوری

 

برخی ماجراها نیاز به ساعت ها تحلیل و بررسی دارند، در این موارد گاهی باید تحلیل را به عهده خود خواننده گذاشت، بخوانید و ببنید عاقبت کسی را که امام در روز عاشورا حتی برای او مکرر دعا می کرد ....

 

عمرو بن قیس می گوید: من در روز عاشورا چون متوجه شدم که لشکریان کوفه بر پی کردن اسب های یاران حسین بن علی علیهما السلام همت گماشته اند، اسب خود را در زیر یکی از خیمه های خالی بستم و پیاده به دشمن تاختم و دو نفر از آنها را به هلاکت رسانده و دست سومی را قطع نمودم. حسین بن علی علیهماالسلام مکرر می فرمود: «الا تشل لا یقطع الله یدک جزاک الله ....؛ دستت درد نکند خدا از خاندان پیامبر جزای خیرت دهد»

 

وقتی دیدم همه یاران حسین بن علی به جز سوید بن عمرو و بشر حضرمی به شهادت رسیدند به خدمت آن حضرت آمده و عرضه داشتم: یابن رسول الله! می دانی که در میان من و شما شرطی بود (عمرو موقع پیوستن به امام شرط کرده بود که تا جایی از امام دفاع خواهد کرد  که دفاع به حال امام مفید باشد!!!). امام فرمود: راست می گویی، ولی چگونه می توانی از این معرکه جان سالم ببری؟ اگر توانایی آن را داری در رفتن آزادی.

 

امام چون اذن مرخصی داد و بیعت را از من برداشت اسب خود را از درون خیمه بیرون کشیدم و سوار شدم و تازیانه بر آن زدم و از گوشه ای صفوف دشمن را باز کرده و به حرکت سریع خود ادامه دادم. ولی پانزده نفر از افراد دشمن مرا تعقیب کردند، در نزدیکی «شفیه» که روستایی است نزدیک فرات به من نزدیک شدند، چون برگشتم، سه تن از آنان مرا شناختند و به یاران خود گفتند تا از تعقیب من منصرف شدند.

 

سخنان امام حسین علیه السلام از مدینه تا کربلا، ص 126 - 128

 

  • ۰ نظر
  • ۰۳ شهریور ۹۹ ، ۱۹:۴۱
  • احد داوری

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد

وَ قَالَ علیه السلام:‏ الْبَخِیلُ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلَام‏ (تحف العقول ؛ ص248)

 

  • ۰ نظر
  • ۰۲ شهریور ۹۹ ، ۲۳:۳۲
  • احد داوری

 

برخی کارها فرصت محدودی برای انجام دارند، اگر به موقع انجام ندهیم حسرتی برجای می گذارند که جبران ناپذیر است، ماجرای زیر شرح یکی از این فرصت هاست که امام حسین علیه السلام برای طلب یاری به خیمه عبید الله نیز رفت ولی او امام را آن چنان که شایسته بود یاری نکرد و تا آخر عمر افسوس می خورد، افسوسی که هیچ ثمری نداشت. جالب این است که عبیدالله به جای یاری امام پیشنهاد دادن تجهیزات جنگی می دهد،همان توجیهی که امروزه نیز خیلی از ما داریم.

 

امام حسین علیه السلام در مسیر سفر به کربلا در منزل «بنی مقاتل» خیمه اى افراشته و نیزه اى کوبیده و شمشیرى آویزان و اسبى به آخور بسته دیدند. امام علیه السّلام پرسید: «این خیمه کیست» ؟

گفتند: عبید اللّه بن حرّ جعفى.

امام علیه السّلام، حجّاج بن مسروق جعفى را نزد او فرستاد حجّاج به خیمه ابن حرّ درآمده سلام کرد. او پاسخ داد و پرسید: پشت سرت کیست؟

حجّاج گفت: خدا پشت سرم است، اى پسر حرّ! به خدا سوگند اگر پذیرا باشى خدا کرامتى هدیه ات کرده است.

گفت: آن چیست؟

گفت: این حسین بن على علیهما السّلام است که تو را به یارى خود فرا مى خواند. اگر پیشاپیش او (با دشمنانش) بستیزى پاداش نیک مى برى و اگر بمیرى به فوز شهادت مى رسى.

عبید اللّه گفت: من از کوفه بیرون نشدم مگر از بیم آنکه حسین بن على علیهما السّلام به آنجا درآید و من آنجا باشم و یارى اش نکنم. در کوفه هیچ یک از پیروان و یاران نیست مگر آنکه به دنیا گرایش یافته است مگر آن را که خدایش نگه داشته باشد. برو خدمت امام علیه السّلام و از این خبر آگاهش کن.

 

حجّاج نزد امام علیه السّلام آمده ماجرا را عرض کرد.

امام علیه السّلام برخاست و با عدّه اى از یاران خود نزد عبید اللّه رفت. چون وارد شد و سلام کرد، عبید اللّه شتابان از صدر مجلس برخاست (و از امام استقبال کرد) امام علیه السّلام نشست و حمد و ثناى خداوند بجاى آورد و فرمود: «امّا بعد: اى پسر حرّ! همشهریان تو نامه ها به من نوشتند و گزارش کردند که بر یارى من هماهنگ اند و اینکه (آماده اند) در کنار من ایستاده با دشمنانم پیکار کنند و خواستند که من نزد آنان روم. اینک آمده ام و من اینان را پایدار بر عقیده شان نمى شناسم که هم ایشان بر کشتن پسر عمویم مسلم بن عقیل و یارانش کمک رساندند و نزد ابن زیاد که از من بیعت یزید را مى خواهد گرد آمدند. و تو اى پسر حرّ بدان که خداوند در برابر گناهان روزهاى گذشته عمرت از تو بازخواست مى کند و من هم اکنون تو را به توبه اى فرا مى خوانم که همه گناهانت را بشوید. تو را فرا مى خوانم که ما خاندان پیامبر صلّى اللّه علیه و آله را یارى کنى. اگر حقّمان را دادند خدا را سپاس مى گوییم و پذیراییم و اگر آن را از ما بازداشته ظالمانه بر ما چیره گشتند (باز تو را باکى نیست که) تو در حقّ خواهى ما از یارانم بوده اى».

 

عبید اللّه گفت: اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله! به خدا سوگند چنانچه در کوفه تو را یارانى بود که در رکابت پیکار کنند من پایدارترین ایشان در برابر دشمنانت بودم. ولى من در کوفه دیدم که شیعیانت از ترس بنى امیّه و شمشیرهایشان، از خانه بیرون نیامدند. تو را به خدا سوگند همراهى مرا با خود مخواه. من هر چه بتوانم تو را کمک (مالى) مى کنم. اینک این اسب لگام دار من. به خدا بر آن از پى کسى نتاختم مگر آنکه آثار مرگ را بر او چشاندم و از پى ام نتاختند که مرا بر آن دریابند و نیز این شمشیرم تقدیم شما که به هر چه زدم برید!

 

امام علیه السّلام فرمود: «پسر حرّ! ما براى اسب و شمشیر تو نیامده ایم. آمدیم یارى ات را بخواهیم. اکنون که از جان خود دریغ مى ورزى، هیچ نیازى به اموال تو نداریم. من آن نبوده ام که گمراهان را به یارى بگیرم. از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیده ام که فرمود»: هر که استغاثه اهل بیت مرا بشنود و بر حقّ ایشان یارى شان نرساند خدا او را به رو در آتش افکند.

 

عبید الله از این سخنان پندآمیز امام پند نگرفت و به سپاه وی نپیوست ولی تا آخر عمر از این جریان اظهار ندامت و پشیمانی می نمود و برای از دست دادن چنین سعادتی ابراز تاسف و تاثر می کرد، از جمله در اشعاری می خواند:

آه از حسرت و تاسف سنگین که تا زنده هستم در میان سسینه و گلویم در حرکت است و بی قرارم کرده است

آنگاه که حسین بر اهل نفاق و ستم پیشگان از مثل من یاری می طلبید

آنگاه که حسین می خواست برای برانداختن اهل ضلال و نفاق به یاریش بشتابم

آری، اگر آن روز از راه جان، یاری  و مواساتش می نمودم در روز قیامت به شرافتی بزرگ نائل می شدم.

 

منبع: فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام، ص 409 – 411؛ سخنان امام حسین علیه السلام از مدینه تا کربلا ص 120 - 123

 

 

  • ۰ نظر
  • ۰۱ شهریور ۹۹ ، ۱۸:۴۹
  • احد داوری

 

امام (حسین علیه السلام در مسیر حرکت از مکه به کربلا) پس از ورود به منزل «شراف» دستور داد جوانان پیش از طلوع صبح به سوی فرات رفته و بیش از حد معمول و مورد نیاز، آب برای خیمه ها حمل نمایند. قبل از ظهر همین روز و در میان گرمای شدید، حر بن یزید در رأس هزار نفر مسلح وارد این سرزمین گردید. چون حسین بن علی علیهماالسلام شدت عطش و تشنگی توأم با خستگی و سنگینی سلاح و گرد و غبار راه را در سپاهیان حر مشاهده کرد به یاران خویش دستور داد که آنها و اسب هایشان را سیراب نمایند و طبق معمول بر آن مرکب های از راه رسیده، آب بپاشند. یاران آن حضرت نیز طبق دستور وی عمل نموده و از یک طرف افراد را سیراب می کردند و از طرف دیگر ظرف ها را پر از آب نموده و به جلوی اسب ها می گذاشتند و از طرف دیگر به یال و کاکل و پاهای آنها آب می پاشیدند.

 

یکی از سپاهیان «حر» به نام «علی بن طعان محاربی» می گوید: من در اثر تشنگی و خستگی شدید پی از همه سربازان و پشت سر سپاهیان توانستم به منطقه «شراف» ومحل اردوی سپاه وارد گردم. در آن هنگام چون همه یاران حسین سرگرم سیراب نمودن لشکریان بودند کسی به من توجه ننمود، در این موقع مرد خوش رو و خوش قیافه ای که از کنار خیمه ها متوجه من گردیده بود و سپس معلوم شد که خود حسین بن علی علیهمالسلام است به یاریم شتافت و در حالی که مشک آبی با خود حمل می کرد خود را به من رسانید و گفت: «اَنِخِ الراوِیَة؛ شترت را بخوابان»

(امام از لفظ راویه، شتری را که مشک آب بر آن حمل می‌شد قصد کرده بود؛ زیرا اهل حجاز چنین شتری را راویه می‌گویند ولی چون علی بن طعان، عراقی بود و اهل عراق مشک را راویه می‌گویند، لذا ابتدا منظور امام برایش روشن نبود)

 

من در اثر عدم آشنایی با لغت حجاز، چون منظور او را نفهمیدم فرمود: «انخ الجمل؛ شتر را بخوابان» مرکب را خواباندم و مشغول آب خوردن گردیدم ولی در اثر تشنگی شدید و دستپاچگی، آب به سر و صورتم می ریخت و نمی توانستم به راحتی استفاده کنم، امام فرمود: «اِخنِثِ السِّقاء: مشک را فشار بده» من باز هم منظور او را درک ننمودم؛ امام که مشک را به دست گرفته بود با دست دیگرش دهانه آن را گرفت تا توانستم بدون زحمت و به راحتی سیراب گردم.

 

منبع؛ سخنان امام حسین علیه السلام از مدینه تا کربلا؛ ص 100 و 101

 

  • ۰ نظر
  • ۳۰ مرداد ۹۹ ، ۲۳:۳۸
  • احد داوری

 

 مقاله مشترک با اساتید محترم دکتر سبحانی و دکتر محرمی

 

چکیده

یوری روبین استاد بازنشستۀ دانشگاه تاوویو است که کتاب ها و مقاله های متعددی پیرامون اسلام آغازین با تأکید بر قرآن، تفسیرقرآن و سیره و حدیث در مداخل دائره المعارف قرآن لایدن به چاپ رسانده است. یکی از مقاله های ایشان «رسول جامه به خود پیچیده (تفسیر مزمل و مدثر)» است. روبین در این مقاله تفاسیر نوشته شده دربارۀ خطابات مزمل و مدثر را به سه دسته تقسیم کرده است؛ «تبیین های خنثی» که بدون هیچ دلیلی به بیان لغوی واژگان پرداخته، «تبیین های ستایشی» که در آن ها این واژگان به عنوان القابی افتخارآمیز و محترمانه برای پیامبراکرم (ص) به شمار رفته و «تبیین های مذمتی» که در تفسیر واژگان فوق الذکر به قصور یا ناتوانی پیامبر اکرم (ص) در ادای رسالت اشاره کرده و حالت پوشیدگی را بازتابی از اعمالِ متنبیان و کاهنان پیش از اسلام دانسته و آن را نشانۀ عدم فعالیت، گوشه گیری و عدم تمایل پیامبر(ص)، به رویارویی با مشکلات موجود در انجام رسالت نبوی دانسته است. پژوهش حاضر با سه روش نقد محتوایی، منبعی و روشی به ارزیابی و تحلیل دیدگاه و مستندات روبین پرداخته و با تبیین حقایق تاریخ اسلام، معنی واژگان و حدیث «انا النذیر العریان»، ادعای او را متأثر از رجوع تک بعدی به منابع، عدم اعتبارسنجی آن ها، و بیان نظرات شخصی به جای نظرات مفسران مسلمان می داند.

 

کلیدواژه ها: تبیین های مذمتی، رسول پوشانیده ، عصمت پیامبر(ص) ، مدثر ، مزمل ، یوری روبین

 

دریافت اصل مقاله در نشریه پژوهش های قرآن و حدیث دانشگاه تهران

 

  • ۰ نظر
  • ۲۹ مرداد ۹۹ ، ۲۱:۳۱
  • احد داوری

 

معمولا برای نوشتن مقالات بویژه مقالات باید دقت زیادی داشت و از به کار بردن واژه های زاید پرهیز نمود و باید به گونه ای افعال، حروف اضافه، جملات ، واژگان مترادف و... را به کار برد که از طولانی کردن بیهوده متن خودداری شده و مفهوم دقیق جملات و عبارات به خواننده منتقل شود. اگر با این شیوه در مقالات پژوهشی پیش نرویم، قطعا مقاله به مرحله پذیرش و چاپ نخواهد رسید. من هم به تبع از سایر اساتید و پژوهشگران، در نوشتن مقالات سعی می کنم چنین دقت هایی را داشته باشم، هر چند متناسب با مجله یا همایشی که مقاله را می فرستم میزان دقت در تعابیر کم و زیاد می شود.

 

اخیرا یکی از مقالات را برای یکی از مجلات پژوهشی ارسال کرده بودم که بحمد الله مورد پذیرش قرار گرفته بود، در مراحل آماده سازی برای چاپ چندین بار با دبیر اجرایی نشریه (که نظرات سردبیر، ارزیابان، سردبیر و ویرایشگر) را انعکاس می داد صحبت کردم، تقریبا همه مراحل مقاله آماده بود و حتی پیش نویس آماده شده برای چاپ را نیز برای من فرستادند. نکته قابل تامل، تحسین بر انگیر و اثرگذار دبیر اجرایی نشریه این بود که حتی در مراحل نهایی نیز کاملا دقت داشت، با این که من خودم آن مقاله را با علاقه بسیار زیادی نوشته بودم و لذا کاملا در الفاظ و تعابیر دقت می کردم ولی باید اعتراف کنم که دقت ایشان بیشتر از من بود. دقتی که در روی دو کلمه نشان داد و من هم تعابیر ایشان را پسندیده و تایید کردم.

 

فارغ از ارزش علمی مقاله چند نکته جالب برایم مشهود بود که از رفتار این عزیز بزرگوار بهره بردم:

الف: رفتار ایشان در وظیفه شناسی و جدیت در کار برایم درسی بود تا من نیز چنان باشم

ب: تلاش ایشان در تعابیر و مطالعه دقیق مطالب و پشتکاری که داشت کاملا تاثیرگذار بود.

و ...

 

معمولا درمقالات دوستانی که توفیق مطالعه مقاله آنها را داشتم یا مقالات دانشجویان را راهنمایی کردم این دو نکته جزء نکات ضعف مقالات محسوب می شود، مقالاتی که با کمی جدیت، وظیفه شناسی و پشتکار می تواند به سرانجام خوبی برسد و به ترویج علم درجامعه کمک کند.

 اصل مقاله که مربوط به امام رضا علیه السلام است بعدا در همین وبلاگ منتشر خواهد شد ان شاء الله

 

  • ۰ نظر
  • ۲۸ مرداد ۹۹ ، ۲۳:۱۲
  • احد داوری

 

هر که با پاکدلان، صبح و مسائی دارد

دلش از پرتو اسرار، صفائی دارد

***

...

گهر وقت، بدین خیرگی از دست مده

آخر این در گرانمایه بهائی دارد

***

...

صرف باطل نکند عمر گرامی، پروین

آنکه چون پیر خرد، راهنمائی دارد

شعر از پروین اعتصامی

  • ۰ نظر
  • ۲۷ مرداد ۹۹ ، ۲۳:۲۵
  • احد داوری

 

امیرمومنان علی بن ابی طالب علیه السلام می فرماید:

در حالى که در واقع، از کمترین مال برخوردار هستید ، در ظاهر، بهترین حال را از خود نشان دهید  که خداوند متعال ، بندگان باایمانش را [ این گونه] نیکو ادب کرده است. آنجا که می فرماید: از شدّت خویشتن‏ دارى‏، فرد بى ‏اطلاع‏، آنان را توانگر مى ‏پندارد. آنها را از سیمایشان مى ‏شناسى‏. با اصرار، (چیزى‏) از مردم نمى ‏خواهند.

 

قال علیه السلام: کُونُوا أَقَلَّ مَا یَکُونُونَ فِی الْبَاطِنِ أَمْوَالًا أَحْسَنَ مَا یَکُونُونَ فِی‏ الظَّاهِرِ أَحْوَالًا فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَدَّبَ عِبَادَهُ الْمُؤْمِنِینَ الْعَارِفِینَ أَدَباً حَسَنا فَقَالَ جَلَّ مِنْ قَائِلٍ- یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافا (بقره: 273)

(بحار الانوار ج 75، ص 8)

   

  • ۰ نظر
  • ۲۶ مرداد ۹۹ ، ۲۲:۲۳
  • احد داوری

 

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، قَالَ: إِنَّ اللَّهَ لَیَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِه‏ (الکافی (چاپ دارالحدیث) ؛ ج‏11 ؛ ص449)

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:

خداوند به بنده، به خاطر محبت زیاد او به فرزندش، رحم می کند.

 

  • ۰ نظر
  • ۲۵ مرداد ۹۹ ، ۰۸:۵۱
  • احد داوری

 

روزی مأمون به امام رضا علیه‌السلام گفت: بزرگ‌ترین فضیلت امیر المومنین علیه‌السلام که قرآن بر آن دلالت می‌کند چیست؟

 

امام رضا علیه‌السلام فرمود:

فضیلت آن حضرت در آیه مباهله است که خدای جل‌جلاله می‌فرماید: پس هر که در این [باره] پس از دانشى که تو را [حاصل] آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فراخوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم (آل‌عمران: 61)

پس از نزول این آیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حسن و حسین علیهماالسلام را طلبید که پسرانش بودند و فاطمه علیها السلام را طلبید که در اینجا به منزله زنانش بود و امیر المومنین علیه‌السلام را طلبید که به حکم خداوند عزوجل به منزله نفس پیامبر بودند و مسلم است که کسی از مخلوقات برتر و بافضیلت تر از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیست پس بر اساس حکم خدا کسی برتر از (شخصی همچون) نفس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیست.

   

قَالَ الْمأمون یَوْماً لِلرِّضَا علیه‌السلام أَخْبِرْنِی بِأَکْبَرِ فَضِیلَةٍ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام یَدُلُّ عَلَیْهَا الْقُرْآنُ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا ع فَضِیلَتُهُ فِی الْمُبَاهَلَةِ قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ‏ فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ‏ «آل‌عمران: 61» فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ علیهماالسلام فَکَانَا ابْنَیْهِ وَ دَعَا فَاطِمَةَ علیها السلام فَکَانَتْ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ نِسَاءَهُ وَ دَعَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه‌السلام فَکَانَ نَفْسَهُ بِحُکْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أَجَلَّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وَ أَفْضَلَ فَوَجَبَ أَنْ لَا یَکُونَ أَحَدٌ أَفْضَلَ مِنْ نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم بِحُکْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (فصول المختاره شیخ مفید ص 38)

 

همچنین بخوانید: تردید ناپذیری حادثه مباهله

  • ۰ نظر
  • ۲۴ مرداد ۹۹ ، ۰۸:۰۰
  • احد داوری

 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

کُلُّ مَا أَبْصَرْتَهُ‏ بِعَیْنِکَ‏ وَ اسْتَخْلَاهُ قَلْبُکَ فَاجْعَلْهُ لِلَّهِ فَذَلِکَ تِجَارَةُ الْآخِرَةِ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ‏ ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باق (مکارم الاخلاق، ص 455)‏

 

 هر چه را که با چشم خود دیدى و دلت آن را خواست، براى خدا قرار ده، که این است تجارت آخرت؛ زیرا خداى متعال مى فرماید : «آنچه نزد شماست تمام مى شود و آنچه نزد خداست ماندنى است (نحل: 96)»

 

 

  • ۰ نظر
  • ۲۳ مرداد ۹۹ ، ۰۶:۵۸
  • احد داوری

 

استاد فاطمی نیا

 

به گفته یکی از نزدیکان استاد فاطمی نیا؛ استاد عالیقدر اخلاق، طی روزهای اخیر به دلیل عوارض ناشی از درمان، پس از بستری در بخش مراقبت های ویژه و بهبودی نسبی کنونی به توصیه پزشکان در استراحت مطلق به سر می برند، برای شفای ایشان و همه مریض ها دعا کنیم. اللهم اشف کل مریض...

  • ۰ نظر
  • ۲۲ مرداد ۹۹ ، ۱۵:۲۶
  • احد داوری
مطالعات دانشجویی


امام خامنه ای:
باید در کشور ما و در میان جامعه‌ى ما ترتیبى اتّخاذ بشود که همه‌ى آحاد مردم به‌نحوى با قرآن انس داشته باشند و مفاهیم قرآنى براى اینها مفهوم باشد و معانى قرآن را درک کنند، به قرآن مراجعه کنند؛ ولو به طور اجمال از مفاهیم قرآنى سر دربیاورند.
(8 تیر 1393)

********************

امام خامنه‌ای:
«دشمنان می خواهند یاد شهدا احیا نشود برای اینکه جاده شهادت کور بشود» (6 اسفند 1397)