مطالعات دانشجویی

مطالبی از قرآن و احادیث، نکاتی از سیره بزرگان و مقالات شخصی

مطالعات دانشجویی

مطالبی از قرآن و احادیث، نکاتی از سیره بزرگان و مقالات شخصی

سلام خوش آمدید

تواضع علامه طباطبایی در خاطره ای از سید محمد حسین حسینی تهرانی:

در چندین سال قبل در مشهد مقدّس که وارد شده بودم، براى دیدنشان بمنزل ایشان رفتم. دیدم در اطاق روى تشکى نشسته‏ اند (بعلّت کسالت قلب طبیب دستور داده بود روى زمین سخت ننشینند). ایشان از روى تُشک برخاستند و مرا به نشستن روى آن تعارف کردند، من از نشستن خوددارى کردم. من و ایشان مدّتى هر دو ایستاده بودیم، تا بالاخره فرمودند: بنشینید، تا من باید جمله ‏اى را عرض کنم!

من ادب نموده و اطاعت کرده و نشستم. و ایشان نیز روى زمین نشستند، و بعد فرمودند: جمله ‏اى را که مى‏ خواستم عرض کنم، اینست که: «آنجا نرم‏تر است.»!

از همان زمان طلبگى ما در قم، که من زیاد بمنزلشان مى‏ رفتم، هیچگاه نشد که بگذارند ما با ایشان به جماعت نماز بخوانیم. و این غصّه در دل ما مانده بود که ما جماعت ایشان را ادراک نکرده ‏ایم؛ و از آن زمان تا بحال، مطلب از این قرار بوده است. تا در ماه شعبان امسال (1401 قمری) که بمشهد مشرّف شدند و در منزل ما وارد شدند، ما اطاق ایشان را در کتابخانه قرار دادیم تا با مطالعه هر کتابى که‏ بخواهند روبرو باشند. تا موقع نماز مغرب شد. من سجّاده براى ایشان و یکى از همراهان که پرستار و مراقب ایشان بود پهن کردم و از اطاق خارج شدم که خودشان به نماز مشغول شوند، و سپس من داخل اطاق شوم و بجماعتِ اقامه شده اقتدا کنم؛ چون مى‏ دانستم که اگر در اطاق باشم ایشان حاضر براى امامت نخواهند شد.
قریب یک رُبع ساعت از مغرب گذشت. صدائى آمد، و آن رفیق همراه مرا صدا زد، چون آمدم گفت: ایشان همینطور نشسته و منتظر شما هستند که نماز بخوانند.
عرض کردم: من اقتدا مى‏ کنم! گفتند: ما مُقتدى هستیم!
عرض کردم: استدعا می کنم بفرمائید نماز خودتان را بخوانید! فرمودند: ما این استدعا را داریم.
عرض کردم: چهل سال است از شما تقاضا نموده‏ ام که یک نماز با شما بخوانم تا بحال نشده است؛ قبول بفرمائید! با تبسّم ملیحى فرمودند: یک سال هم روى آن چهل سال.
و حقّاً من در خود توان آن نمى دیدم که بر ایشان مقدّم شده و نماز بخوانم، و ایشان بمن اقتدا کنند؛ و حالِ شرم و خجالت شدیدى بمن رخ داده بود.
بالاخره دیدم ایشان بر جاى خود محکم نشسته و بهیچوجه من الوجوه تنازل نمى ‏کنند؛ من هم بعد از احضار ایشان صحیح نیست خلاف کنم، و به اطاق دیگر بروم و فُرادى نماز بخوانم.
عرض کردم: من بنده و مطیع شما هستم؛ اگر امر بفرمائید اطاعت مى‏ کنم!
فرمودند: امر که چه عرض کنم! امّا استدعاى ما این است!
من برخاستم و نماز مغرب را بجاى آوردم، و ایشان اقتدا کردند. و بعد از چهل سال علاوه بر آنکه نتوانستیم یک نماز به ایشان اقتدا کنیم امشب نیز در چنین دامى افتادیم.
خدا میداند آن وضع چهره و آن حال حیا و خجلتى که در سیماى ایشان توأم با تقاضا مشهود بود، نسیمِ لطیف را شرمنده مى‏ ساخت، و شدّت و قدرتش جماد و سنگ را ذوب مى‏ کرد.

(مهر تابان، ص 82- 84)

  • ۰ نظر
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۵۵
  • احد داوری

از جمله شیفتگان امام رضا علیه السلام «زکریا بن آدم» است که گاهی تا صبح به خلوت با امام می پرداخت، از جمله در روایتی آمده است: عَنْ زَکَرِیَّا بْنِ‏ آدَمَ‏ قَالَ‏ دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا علیه السلام مِنْ أَوَّلِ اللَّیْلِ فِی حِدْثَانِ مَا مَاتَ أَبُو جَرِیرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ فَسَأَلَنِی عَنْهُ وَ تَرَحَّمَ عَلَیْهِ وَ لَمْ یَزَلْ یُحَدِّثُنِی وَ أُحَدِّثُهُ حَتَّى طَلَعَ الْفَجْرُ ثُمَّ قَامَ وَ صَلَّى صَلَاةَ الْفَجْر (مفید، الاختصاص، ص 86)؛ زکریا بن آدم گفت: خدمت حضرت رضا علیه السّلام از سر شب در حدثان رسیدم ابو جویر رحمه اللَّه نمرده بود از من راجع به او سؤال کرد و دعا برایش نمود پیوسته با هم صحبت می کردیم تا اذان صبح شد آنگاه از جای حرکت کرده نماز صبح را خواند.


زکریا در مقام علمی به مرحله ای می رسد که امام رضا علیه السلام مردم را در مسائل دینی به وی ارجاع می دهد: علی بن مسیب نقل کرده است که به حضرت رضا عرض کردم فاصله بین من و شما خیلی زیاد است نمی توانم همیشه خدمتتان برسم از چه کسی مسائل و دستورات دین را فراگیرم/ فرمود: از زکریا بن آدم قمی که مورد اعتماد دین و دنیا است. ابن مسیب گفت پس از بازگشت خدمت زکریا بن آدم رسیدم و هر چه احتیاج داشتم از او می پرسیدم. (مفید، الاختصاص، ص 87)


زکریا را می توان جزء خواص مخصوص ائمه علیهم السلام دانست به طوری که امام جواد علیه السلام نیز در باره او چنین می فرماید: خدا او را از هنگام تولد و روز مرگ و روزی که مبعوث می‏شود بیامرزد در طول زندگی عارف بحق و پایدار بود و در این راه تحمل ناراحتیها نمود و وظیفه خویش را در راه خدا و پیغمبر انجام داد بدون اینکه کوتاهی و یا پیمان‏شکنی کند، خداوند پاداش نیت و کوشش او را بدهد. (طوسی، الغیبة، ص348)


 مقام ایشان در نزد امام تا حدی بود که امام او را باعث دفع بلای اهل قم می دانست: از زبان خود زکریا بشنویم که می گوید: به حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم مایلم از میان فامیل و خویشاوندان خود خارج شوم مردم نادان زیاد شده ‏اند. فرمود: این کار را نکن بلا از اهل قم بواسطه تو دفع می‏شود همان طوری که از اهالی بغداد بواسطه حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام دفع می‏شود.؛ عَنْ زَکَرِیَّا بْنِ آدَمَ قَالَ‏ قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام إِنِّی أُرِیدُ الْخُرُوجَ عَنْ أَهْلِ بَیْتِی فَقَدْ کَثُرَ السُّفَهَاءُ فَقَالَ لَا تَفْعَلْ فَإِنَّ أَهْلَ قُمَّ یُدْفَعُ عَنْهُمْ بِکَ کَمَا یُدْفَعُ عَنْ أَهْلِ بَغْدَادَ بِأَبِی الْحَسَنِ علیه السلام‏  (مفید، الاختصاص، ص 87)

منابع:
طوسی، محمد بن حسن (1411ق)، الغیبة، قم: دارالمعارف الاسلامیة، چاپ اول.
مفید، محمد بن محمد (1413ق)، الاختصاص، تحقیق علی اکبر غفاری و محمود محرمی زرندی، قم: المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، چاپ اول.

  • ۰ نظر
  • ۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۱۱
  • احد داوری

توصیه حضرت یعقوب برای فرزندان در قرآن در کنار توصیه حضرت ابراهیم علیه السلام آمده است که بیانگر اهتمام ویژه یعقوب علیه السلام می باشد: (بقره: 132)؛ اما با توجه به ذکر کامل ماجرای حضرت یوسف علیه السلام می توان نحوه تعامل و برخورد یعقوب علیه السلام با فرزندانش را به عنوان یکی از نمونه های کامل تبیین کننده شیوه زیست و نحوه رفتار معین کرد؛ نمونه هایی از این رفتار را ذکر می کنیم:

الف: ایجاد صمیمیت بین پدر و فرزند به طوری که یوسف علیه السلام همه اسرار خود را با پدر در میان می گذارد: إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ قَالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُواْ لَکَ کَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ (یوسف 4 و 5)؛ [یاد کن] زمانى را که یوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم دیدم [آنها] براى من سجده مى‏کنند یعقوب] گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت‏حکایت مکن که براى تو نیرنگى مى‏اندیشند زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است.

 ب: نهایت تلاش برای سازش دادن میان برادران و جلوگیری از اختلافات؛ به طوری که وقتی برادران می خواهند یوسف را با خود به گردش (و در واقع برای کشتن) ببرند علت ممانعت از فرستادن یوسف را به خود منتسب می کند که من ناراحت می شوم؛ و اشاره ای به اهداف برادران نمی کند: قَالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَن تَذْهَبُواْ بِهِ وَأَخَافُ أَن یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ (یوسف: 13)؛ گفت اینکه او را ببرید سخت مرا اندوهگین مى‏کند و مى‏ترسم از او غافل شوید و گرگ او را بخورد.

ج: پناه به خدا و صبر در برابر مصیبت هایی که از ناحیه فرزندان به وی می رسید: وَجَآؤُوا عَلَى قَمِیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنفُسُکُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ (یوسف: 18)؛ پیراهنش را [آغشته] به خونى دروغین آوردند [یعقوب] گفت [نه] بلکه ن فس شما کارى [بد] را براى شما آراسته است اینک صبرى نیکو [براى من بهتر است] و بر آنچه توصیف مى‏کنید خدا یارى‏ده است

و نیز زمانی که برادران، برادر یوسف را نیز می خواستند تا با خود برای گرفتن آذوقه به مصر ببرند: قَالَ هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلاَّ کَمَا أَمِنتُکُمْ عَلَى أَخِیهِ مِن قَبْلُ فَاللّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (یوسف: 64) [یعقوب] گفت آیا همان گونه که شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم بر او امین سازم پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانترین مهربانان .

 و زمانی که دو پسرش را از دست داد باز به خدا پناه برد: قَالَ إِنَّمَا أَشْکُو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ  (یوسف: 86)؛ گفت من شکایت غم و اندوه خود را پیش خدا مى‏برم و از [عنایت] خدا چیزى مى‏دانم که شما نمى‏دانید.

د: نهایت دلسوزی برای فرزندان، حتی فرزندانی که داغ عزیزترین کسانش را بر دلش نهادند و یوسفش را برای مدت ها از پدر دور کردند باز به فکر فرزندانش بود که گفت: و گفت اى پسران من [همه] از یک دروازه [به شهر] در نیایید بلکه از دروازه‏هاى مختلف وارد شوید و من [با این سفارش] چیزى از [قضاى] خدا را از شما دور نمى‏توانم داشت فرمان جز براى خدا نیست بر او توکل کردم و توکل‏کنندگان باید بر او توکل کنند : وَقَالَ یَا بَنِیَّ لاَ تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِی عَنکُم مِّنَ اللّهِ مِن شَیْءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ (یوسف: 67)

هـ: نهایت تلاش برای یافتن فرزندان و امید به خدا که حتی پس از اینکه برادر یوسف را از دست داد باز هم فرزندانش را به سراغ هر دو گمشده اش فرستاد: یَا بَنِیَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ ( یوسف: 87)؛ اى پسران من بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت‏ خدا نومید مباشید، زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت‏خدا نومید نمى‏شود

 و: دعا  در حق فرزندان گناهکار ولی نادم: قَالُواْ یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّیَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ( یوسف: 97 و 98)؛ گفتند اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم گفت به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‏خواهم که او همانا آمرزنده مهربان است.

ادامه متن را در مقاله «بررسی مصادیق خانواده متعالی در سبک زندگی اسلامی از منظر قرآن کریم» مطالعه نمایید.

  • ۰ نظر
  • ۳۱ فروردين ۹۵ ، ۰۷:۰۹
  • احد داوری

در روایات به نماز شب تاکید زیادی شده است و برخی علما گفته اند که  نماز شب گره های روز را باز می کند (جوادی آملی، عبدالله؛ حکمت عبادات، ص116). با ذکر این اهمیت برای نماز شب باید متذکر شد که بیشتر اشاره های صحیفه سجادیه در مورد نماز مربوط به نماز شب در ماه رمضان است. حضرت در این ادعیه از یک طرف از خداوند می خواهد که در شب های ماه رمضان به نماز شب توفیق دهد تا شب های رمضان بر کوتاهی ما گواهی ندهد:

أللَهُمَّ اشْحَنْهُ بِعِبَادَتِنَا إیَّاکَ، وَزَیِّنْ أَوْقَاتَهُ بِطَاعَتِنَا لَکَ، وَأَعِنَّا فِی نَهَـارِهِ عَلَى صِیَـامِـهِ، وَفِی لَیْلِهِ عَلَى الصَّـلاَةِ وَالتَّضَرُّعِ إلَیْکَ وَالخُشُوعِ لَکَ، وَالذِّلَّةِ بَیْنَ یَدَیْکَ حَتَّى لا یَشْهَدَ نَهَارُهُ عَلَیْنَا بِغَفْلَة، وَلا لَیْلُهُ بِتَفْرِیط. (صحیفه سجادیه، دعای44)

بارخدایا این ماه را با عبادت ما پر ساز و ساعاتش را به طاعت ما آراسته گردان، یاریمان ده تا روزش را روزه بداریم و شبش را به نماز و زاری و خشوع به درگاهت و خواری در پیشگاهت به سر آوریم تا روزش بر غفلت ما و شبش بر کوتاهی ما گواهی ندهد.

در این دعا به سه ویژگی نماز شب نیز اشاره شده است که عبارتند از: 1.تضرع به سوی پروردگار 2.خشوع برای او و3. ذلت در پیشگاهش (وَالتَّضَرُّعِ إلَیْکَ وَالخُشُوعِ لَکَ، وَالذِّلَّةِ بَیْنَ یَدَیْکَ).

و از طرف دیگر ماه رمضان را ماه شب زنده داری معرفی می کند:

وَالْحَمْدُ لِلّه الَّذِی جَعَلَ مِنْ تِلْکَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ رَمَضَانَ، شَهْرَ الصِّیَامِ ... وَشَهْرَ الْقِیَامِ، الَّذِی أُنْزِلَ فِیْهِ الْقُرْآنُ (صحیفه سجادیه دعای 44)

سپاس خدا را که یکی از آن راه های (احسان پروردگار) را ماه خود، ماه رمضان قرار داد. ماه روزه ... ماه شب زنده داری که در آن قرآن فروفرستاده شد.

ماهی که در آن بندگان به قیام به عبادت تشویق شده اند:

أللَّهُمَّ وَأَنْتَ جَعَلْتَ مِنْ صَفَـایَـا تِلْکَ الْوَظَائِفِ وَخَصَائِصِ تِلْکَ الْفُرُوضِ شَهْرَ رَمَضَانَ الَّذِی اخْتَصَصْتَهُ مِنْ سَائِرِ الشُّهُورِ ... وَفَرَضْتَ فِیْهِ مِنَ الصِّیَامِ، وَرَغَّبْتَ فِیهِ مِنَ القِیَامِ (صحیفه سجادیه دعای 45)

بار خدایا تو ماه رمضان را در زمره خالص ترین آن وظایف و برگزیده ترین آن واجبات قرار دادی، ماهی که به دیگر ماه ها امتیاز دادی ... و روزه داری را در آن واجب ساختی و بندگان را در آن به قیام برای عبادت تشویق کردی.

  برگرفته از مقاله «صحیفه سجادیه و نماز»

 

  • ۰ نظر
  • ۲۶ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۰۱
  • احد داوری

حیات یکی از مخلوقات خداوند[1] که دارای دو معنی است: یکی «حیات» در برابر مرگ و دیگری «حیاء» نقطه مقابل وقاحت و بی‌شرمی ولی بعضی از محققان هر دو را به یک ریشه بازگردانده‌اند و گفته‌اند حیاء و استحیاء نیز نوعی طلب حیات و سلامت است در برابر وقاحت و بی‌شرمی که نوعی از دست دادن زندگی و سلامت محسوب می‌شود[2]. حیات در قرآن کریم در چندین معنی متفاوت به کار رفته‌است[3]:

1- زندگی نباتی گیاهان و حیوانات

-        أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا [4]

-        وَأَحْیَیْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّیْتًا [5]

-        وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ [6]

-        وَیُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا [7]

-        وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا [8]

2- زندگی حیوانی

-        رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِـی الْمَوْتَى[9]

-        إِنَّ الَّذِی أَحْیَاهَا لَمُحْیِی الْمَوْتَى[10]

-        إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِـی وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیِـی وَأُمِیتُ [11]

-        قَالَ أَنَّىَ  یُحْیِـی هَـَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا [12]

3- حیات فکری و عقلانی :

أَوَ مَن کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ [13]

-4 زندگی جاویدان در جهان دیگر:

-        یَا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیَاتِی [14]

-        وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ [15]

5- نجات از مرگ:

وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا[16]

6- حیات واقعی که فقط  در مورد ذات باریتعالی به کار می‌رود:

-        اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ [17]

-        وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ [18]

-        وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ [19]

-        هُوَ الْحَیُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ [20]

 

برگرفته از مقاله  «حیات طیبه در قرآن»



[1] - الذی خلق الموت و الحیاه؛ ملک:2.

[2] - مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، پیام قرآن، ج4، ص200.

[3] - همو، تفسیر نمونه، ج7، ص127 و128 و راغب اصفهانی, حسین بن محمد (قرن4ق)، مفردات الفاظ القرآن، ص 268 و 269.

[4] - حدید: 17.

[5] - ق: 11.

[6] - انبیاء: 30.

[7] - روم: 19

[8] - روم: 24.

[9] - بقره: 260.

[10] - فصلت: 39.

[11] - بقره: 258

[12] - بقره: 259

[13] - انعام: 122.

[14] - فجر: 24.

[15] - عنکبوت: 64.

[16] - مائده: 32.

[17] - بقره: 255- آل‌عمران:2.

[18] - طه: 111

[19] - فرقان:58.

[20] - غافر:65.

برگرفته از مقاله  «حیات طیبه در قرآن»

  • ۰ نظر
  • ۲۰ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۴۷
  • احد داوری

و اما زبور آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، صحیفه کامله سجادیه که نمونه کامل قرآن صاعد و از بزرگترین مناجات عرفانی در خلوتگاه انس است که دست ما کوتاه از نیل به برکات آن است. آن کتابی است الهی که از سرچشمه نور الله نشات گرفته و طریقه سلوک اولیای بزرگ و اوصیای عظیم الشان را به اصحاب خلوتگه الهی می آموزد، کتاب شریفی است که سبک بیان معارف الهی اصحاب معرفت را چون سبک قرآن کریم بدون تکلف الفاظ در شیوه دعا و مناجات برای تشنگان معارف الهی بیان می کند، این کتاب مقدس چون قرآن کریم سفره الهی است که در آن همه گونه نعمت موجود است و هرکس به مقدار اشتهای معنوی خود از آن استفاده می کند (صحیفه امام، ج21، ص 209) و به همین خاطر است که رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، خمینی کبیر، موقع ورود به ترکیه در اولین نامه خود از سید مصطفی خمینی درخواست می کند تا کتاب صحیفه را برایش بفرستند. (صحیفه امام ، ج1، ص 428)

 بخشی از مقاله صحیفه سجادیه و نماز

  • ۰ نظر
  • ۱۶ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۰۴
  • احد داوری

شناسنامه سوره

الف: نام سوره و وجه تسمیه آن

سوره احقاف به مناسبت ذکر واژه «احقاف » در آیه 21 آن «احقاف» نامگذاری شده است. این واژه فقط در این سوره به کار رفته و در جای دیگر قرآن ذکر نشده است. احقاف جمع «حقف» به معنای شن روان است  که بر اثر وزش باد در بیابان به صورت مستطیل و کج و معوج روی هم انباشته می شود و سرزمین قوم عاد از این جهت احقاف گفته می شد که ریگستانی به این صورت بود.   این سوره در همه تفاسیر به این نام، نامیده شده  و چه بسا برای تشخیص آن در میان دیگر حوامیم نام «حم احقاف» هم مطرح شده است.  نام دیگری برای این سوره ذکر نشده لیکن در برخی منابع با عنوان سوره «ثلاثین» معرفی شده که به دلیل تعداد آیات سوره می باشد و به سوری که بیش از سی آیه داشته باشد سور «ثلاثین» گفته می شود. پس می توان گفت ثلاثین نام سوره نیست.  تسمیه سوره به احقاف در کلام ابن عباس آمده است: اقرانی رسول الله سورة من آل حم و هی الاحقاف.  لازم به ذکر است که سور حوامیم (آل حم) شامل هفت سوره قرآن هستند که با حم شروع شده اند و به ترتیب مصحف کنونی عبارتند از: غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف.

مقاله پیوستی مقاله کلاسی هست که برای درس استاد عبدالکریم بهجت پور مولف گرانقدر تفسیر «همگام با وحی» تدوین شده است، سبک مقاله بر اساس سبک کتاب «مهارت های بیان تفسیر سوره های قرآن کریم» از تالیفات استاد می باشد. زحمات استاد بزرگوار را ارج می نهم و جبین شکر به آستان حضرت حق می سایم و از درگاهش توفیق روزافزون برای استاد معظم مسئلت دارم.

دانلود متن مقاله «تفسیر تطبیقی ده آیه آغازین سوره احقاف»

  • ۰ نظر
  • ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۱۳
  • احد داوری

از آنجایی که اسلام دین کامل و جامعی است برای هر امری آداب خاصی مقرر کرده است، از حج گرفته تا نماز، خواب و...؛ از این روی در مورد مسواک کردن هم دستورات خاصی وارد شده است که به طور مختصر به بررسی آنها می پردازیم.

  1. مسواک امری مستحبی است.

  2. بهتر است موقع وضو مسواک نماییم.

  3. اگر قبل از وضو مسواک فراموش شد، بعد از وضو اقدام به این کار نماییم.

  4. مسواک موقع برخاستن از خواب و سحرگاه مستحب است.

  5. قبل از قرائت قرآن مستحب

  • ۰ نظر
  • ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۱۲
  • احد داوری

مسواک در روایات متعددی از سنت نبوی شمرده شده است[1] و پیامبر به اندازه ای به آن سفارش شده است که می فرماید:  جبرئیل آنقدر به من در مورد مسواک سفارش کرد که ترسیدم دندانهایم درد کنند یا بریزند (قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا زَالَ جَبْرَئِیلُ ع یُوصِینِی بِالسِّوَاکِ حَتَّى خَشِیتُ أَنْ أُحْفِیَ أَوْ أَدْرَدَ)[2]. گاهی مسواک اساس وضو ذکر شده است (السِّوَاکُ شَطْرُ الْوُضُوءِ)[3] همچنین نقل شده است که اگر مردم می دانستند که چه آثاری در مسواک نهفته است آن را خود به زیر لحاف می بردند (کنایه از اینکه همیشه آن را همراه خود داشتند) [4].

مسواک بر طبق روایتی دارای دوازده خصلت است: پاک کننده دهان، باعث خشنودی پروردگار، سفید کننده دندان ها، از بین برنده آنچه از چرک در دهان جمع شده و باعث خرابی دندان می شود، کم کردن بلغم، زیاد نمودن اشتها، مضاعف کردن حسنات، نوعی برپا داشتن سنت نبوی، باعث حضور ملائکه، محکم کردن لثه، پاک کردن راه قرآن، دو رکعت نماز با مسواک برتر از هفتاد رکعت بدون مسواک است. [5]

علاوه بر حدیث فوق

  • ۰ نظر
  • ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۰۷
  • احد داوری

مسواک نمودن به معنای شستن دندان ها و دهان می باشد چه با دست و چه با کمک شیء دیگر. همانطوری که در برخی از روایات اشاره به مسواک نمودن با انگشت ابهام شده است (قَالَ النَّبِیُّ ص التَّشْوِیصُ بِالْإِبْهَامِ وَ الْمُسَبِّحَةِ عِنْدَ الْوُضُوءِ سِوَاکٌ؛ قطب راوندی، سعید بن هبة الله (م573ق)؛ الدعوات، ص161؛ همو، النوادر؛ ص44؛  ابن حیون، نعمان بن محمد(259-363ق)؛ دعائم الاسلام؛ ج1، ص119؛ نوری، حسین بن محمد تقی (1254-1320ق)؛ مستدرک الوسائل، ج1، ص369) و در روایت دیگری با شاخه ای از درخت زیتون (عَنِِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ نِعْمَ السِّوَاکُ الزَّیْتُونُ مِنَ الشَّجَرَةِ الْمُبَارَکَةِ؛ متقی هندی، علی بن حسام الدین (588-975ق)؛ کنزالعمال، ج9،ص 321؛ ج6، ص429؛ نوری، حسین بن محمد تقی (1254-1320ق)؛ مستدرک الوسائل، ج1، ص369؛ طبرسی، حسن بن فضل (قرن6)؛ مکارم الاخلاق؛ ص49.) یا درخت «اراک» (وَ کَانَ صلی الله علیه و آله و سلم یَسْتَاکُ بِالْأَرَاکِ أَمَرَهُ بِذَلِکَ جَبْرَئِیلُ علیه السلام؛ ابن حجر عسقلانی م852ق، تلخیص الحبیر، ج1، ص385؛ طبرسی، حسن بن فضل (قرن6)؛ مکارم الاخلاق؛ ص39؛ نوری، حسین بن محمد تقی (1254-1320ق)؛ مستدرک الوسائل، ج1، ص368 و369) از سنت پیامبر دانسته شده است، البته مسواک های زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از چوب نرمی به نام «درخت اراک» ب دست می آمد که هم اکنون نیز از آن نوع درخت در عربستان یافت می شود (شبر، عبدالله (1774-1826م)؛ الاخلاق؛ ص55).

در قرآن کریم واژه مسواک

  • ۰ نظر
  • ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۵۹
  • احد داوری

 مرحوم آیت‌الله حق‌شناس در یکی از درس‌های اخلاق خود به موضوع «عوامل نورانی شدن قلب» اشاره کرد که مشروح آن در ادامه می‌آید

*عوامل نورانی شدن قلب
حالا روایت دیگری از پیغمبر اکرم (ص) برای تشویق شما بخوانم «خمسة تنور القلب»؛ پنج چیز است که قلب و دل را روشن و منور می‌کند:

اول قرائت قرآن است که حجاب‌ها و زنگ‌ها را از روی قلب برمی‌دارد؛ خصوصا اگر انسان با تدبر بخواند، این همه تفسیر نوشته‌اند، شما تفاسیر را مطالعه کنید و ببینید کدام یک با ذوق شما موافقت می‌کند، همان را انتخاب کنید و مطالعه کنید. «أَفْضَلُ عِبادَةِ اُمََّتی قِرَاءَةُ القُرآنِ»؛ البته «مع التدبیر» افضل اعمال امت من این است که قرآن را با تدبیر بخوانند.

*کم‌خوردن مخصوصاً در شب برای تهجد
دومی قلت أکل یعنی کم خوردن است، مخصوصاً در شب که

  • احد داوری

در سال 1385و 1386 مطالعاتی در باره مسواک در سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم انجام دادم که انجام خدمت سربازی مانع از تکمیل به موقع آن گردید برخی از مطالب آن را  منتشر می کنم شاید فرصتی دست داد برای تکمیل مطالب:

مسواک در سیره انبیاء علیهم السلام

مسواک یکی از آداب مستحب شرعی است که با پیشرفت علوم تجربی اهمیت آن روز به روز بیشتر نمایان می شود، در نگاهی کوتاه به تاریخ، بیشترین تاکید را از زبان معصومین علیهم السلام می شنویم؛ اگرچه تاریخ دقیق آن را شاید بتوان به زمان حضرت آدم علیه السلام مربوط دانست که اولین پیامبر است. در احادیث فراوانی «مسواک» از سنت های انبیاء شمرده شده است و حضرت آدم علیه السلام نیز اولین پیامبر محسوب می شود:

الف:  قال رسول الله صلى الله علیه وسلم أربع من سنن المرسلین الحیاء والتعطر والسواک والنکاح. (نووی، محی الدین بن شرف (م677ق)؛ المجموع؛ ج 1، ص 274.  و ج16، ص131).

ب: عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد ، عن ابن محبوب ، عن یونس بن یعقوب عن أبی اسامة ، عن أبی عبد الله ( علیه السلام قال : من سنن المرسلین السواک . (کلینی، محمد بن یعقوب (م329ق)؛ الکافی؛ ج 3، ص 23. و ج6، ص495؛ نیز ر.ک. ابن بابویه، محمد بن علی (311-381ق)؛ من لایحضره الفقیه؛ ج1، ص52.)

ج: وقال رسول الله صلى الله علیه وآله : اربع من سنن المرسلین : العطر والسواک والنساء والحناء ( فتال نیشابوری، محمد بن احمد (م508ق)؛ روضة الواعظین؛ ص308، همچنین ر.ک. ابن حنبل، احمد بن محمد (164-241ق)؛ المسند؛ ج5، ص421؛ یعقوبی، احمد بن اسحاق (م292؟ق)؛ تاریخ الیعقوبی؛ ج2، ص 108.).

 برخی از مفسران به طور روشن در زمان حضرت موسی و حضرت ابراهیم علیه السلام سخن از مسواک به میان آورده اند؛ مولف تفسیر «کشف الاسرار» در تبیین آیه «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» (بقره:124) چنین آورده است که از جمله این آزمایش های الهی و کلمات «مسواک کردن» بود. (میبدی، احمد بن محمد (قرن6)؛ تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار؛ ج1، ص345)

همچنین در ذیل آیه شریفه«وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً» (اعراف: 142) آمده است: «از غذا نخوردن بوی دهان وی متغیر گشت و به چوب خرّوب مسواک کرد تا آن بوی دهن وی بگشت» (میبدی، احمد بن محمد (قرن6)؛ تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار؛ ج3، ص724).

در شان نزول آیه «وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ مَا بَیْنَ أَیْدِینَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَیْنَ ذَلِکَ وَمَا کَانَ رَبُّکَ نَسِیًّا» (مریم: 64) از مجاهد روایت شده است که فرشته وحی با تاخیر بر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم وارد شد، زمانی که بر پیامبر نازل شد حضرت پرسید: چرا دیر آمدی؟ فرشته وحی پاسخ داد: من ماموریت خود را انجام دادم، چگونه نزد شما بیایم در حالی که مسلمانان دهان خود را مسواک نمی زنند و ناخن های خود را کوتاه نمی نمایندو... (واحدی، علی بن احمد (م468ق)؛ اسباب النزول؛ ص309؛ ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی (م597ق)؛ زاد المسیر؛ ج3، ص139؛ نوری، حسین بن محمد تقی (1254-1320ق)؛ مستدرک الوسائل؛ ج1، ص359؛ میبدی، احمد بن محمد (قرن6)؛ تفسیر کشف الاسرار؛ ج6، ص72) البته این روایت از طریق منابع شیعی روایت نشده است و مجاهد از تابعان (21-104ق) و از جمله موثق ترین شاگردان ابن عباس، مفسر نامی قرآن است؛ همچنین گفته شده که داناترین تابعان در تفسیر مجاهد است. ر.ک.معرفت، محمد هادی؛ تفسیر و مفسران؛ ج1، ص304-311. البته این مطلب دلیل قطعی بر صحت حدیث وی نیست.

 مطالعه بخش دوم، بخش سوم و بخش چهارم مقاله

  • احد داوری

چکیده

بیشتر روایات نقل‌شده از معصومان علیهم‌السلام (و صحابه) به صورت خبر واحدی است که محفوف به قرائن قطعی نیستند؛ از این روی گروهی از علما، حجیت آن را پذیرفته و گروهی منکر حجیت آن شده‌اند و هر گروه برای اثبات مدعای خود به دلایل گوناگونی از قرآن، سنت، عقل و اجماع استناد کرده‌اند که در این مجال پس از مفهوم شناسی مسئله و ذکر تاریخچه مختصری از نظر علما نسبت به حجیت خبر واحد، به بررسی تطبیقی دلایل قرآنی موافقان حجیت خبر واحد از جمله آیه نبأ و نفر پرداخته‌شده و دلایل قرآنی مخالفان حجیت خبر واحد از جمله آیات مربوط به نهی از متابعت ظن مورد نقد واقع شده است.

واژگان کلیدی: حجیت، روایات، خبر واحد، بررسی تطبیقی، ادله قرآنی

 دانلود متن کامل مقاله «بررسی تطبیقی دلایل قرآنی حجیت خبر واحد»

  • احد داوری

چکیده

آشنایی با سبک زندگی «خانواده های متعالی» ذکر شده در قرآن برای رسیدن به رستگاری و داشتن زندگی راحت و برخوردار از امنیت روانی و اخلاقی ضروری به نظر می رسد، از طرف دیگر تبیین مصادیق به جهت تاثیر پذیری بیشتر بر انسان اهمیت ویژه ای پیدا می کند؛ علی الخصوص که مصادیق از نگاه وحی و اندیشه قرآن مورد واکاوی قرار گیرد. بر این اساس نوشتار حاضر به بررسی مصادیق خانواده متعالی در سبک زندگی اسلامی از منظر قرآن می پردازد و با بیان اهمیت مساله و بررسی مفهوم لغوی و اصطلاحی خانواده و سبک زندگی، مهم ترین مصادیق خانواده متعالی در قرآن را ذکر می کند از جمله خانواده های حضرت آدم، ابراهیم، یعقوب، یوسف، موسی، شعیب، مریم و عیسی، زکریا و یحیی، لقمان و حضرت محمد علیهم السلام. نگارنده در پایان جهت تبیین کامل موضوع به طور گذرا به خانواده های «نااهل» از جمله زن نوح و زن لوط اشاره می کند.

واژگان کلیدی: خانواده متعالی، مصادیق، سبک زندگی، قرآن

دانلود مقاله بررسی مصادیق خانواده متعالی در سبک زندگی اسلامی از منظر قرآن کریم

  • احد داوری
مطالعات دانشجویی


امام خامنه ای:
باید در کشور ما و در میان جامعه‌ى ما ترتیبى اتّخاذ بشود که همه‌ى آحاد مردم به‌نحوى با قرآن انس داشته باشند و مفاهیم قرآنى براى اینها مفهوم باشد و معانى قرآن را درک کنند، به قرآن مراجعه کنند؛ ولو به طور اجمال از مفاهیم قرآنى سر دربیاورند.
(8 تیر 1393)

********************

امام خامنه‌ای:
«دشمنان می خواهند یاد شهدا احیا نشود برای اینکه جاده شهادت کور بشود» (6 اسفند 1397)